خانه / زندگی با کتاب

زندگی با کتاب

از کتابهایم

رمان «سال‌های ابری» – حس و حالی خاکستری به قلم علی‌اشرف درویشیان

سال‌های ابری

۱۶۲۲ صفحه را یک‌نفس خواندم. خوانش نه به معنای یک بار خواندن و رد شدن. بهتر است بجای خواندن بگویم مطالعه. خواندن، کاری یکبارمصرف است. یک دور میخوانی و رد می‌شوی؛ مثل تکرارِ طوطی‌وار کلمات در هم بافته شده. ولی مطالعه، تو را درگیر می‌کند. غرق می‌شوی و با متن …

بیشتر بخوانید »

برای «سُلوک» – اثری از محمود دولت‌آبادی

سلوک محمود دولت آبادی

برخی کتاب‌ها هست که در دست می‌گیری‌شان، و با هر کلمه، با هر حرف و با هر سخن انگار دوباره زاده می‌شوی. با کلماتش زنده می‌شوی و انگار خودِ حقیقی‌ات را روایت می‌کند. «سُلوک» دولت‌آبادی، از این کتاب‌ها بود. گرچه کتابی داستان‌محور است و رمان‌گونه، اما ارتباط عمیقی با آن …

بیشتر بخوانید »

آن «دیگری»، دریایی از حس و تمنا

people-talking

مرگ هر انسان مردن یک فرد نیست، مرگ جهان‌هایی‌ است که درون او می‌زیسته‌اند.«یوگنی یفتوشنکو» درون خودمان، یک سیستم تمام عیار و کاربلد داریم که ما را از جهان پیرامونی ایزوله می‌کند.  خشم و غم‌ها را مختص به خودمان می‌دانیم. شادی و لبخندها را هم به خودمان می‌بندیم. کسی بیرون …

بیشتر بخوانید »

طریقِ بِسمِل شدن – عادت به فراموشی

طریق بسمل شدن

خدا به بشر پشت کرده است؛ رو برگردانیده است. همه… همگان را زشت و دنی می‌بینم. همگان را مخرۤب، ویرانگر و نابودکننده می‌بینم؛ همه دچار جنون نابودی شده‌اند. اولین داستانی بود که دو بار مطالعه‌اش کردم. یاد لایوی (همان پخش زنده‌ی خودمان در اینستاگرام :/) می‌افتم که چندی پیش محمود …

بیشتر بخوانید »

برای زمان‌سنجی بهتر – perfect timing

when

ما مسئله «کی (when)» را به اندازه‌ی مسئله «چه چیزی (what)» جدی نمی‌گیریم.«دنیل اچ‌پینک – کتاب کِی» به این سوال‌ها فکر ‌می‌کنم. کاملا علمی هستند، اما دلیل مشخصی دارند. چرا باید از رفتن به بیمارستان ها در عصر (ساعت ۱۴ تا ۱۷) خودداری کنیم؟ چرا در نسخه‌های پزشکان، تجویز آنتی‌بیوتیک …

بیشتر بخوانید »

«جنایت و مکافات» اثر داستایوفسکی – مرگ یک رؤیا

داستایوفسکی جنایت و مکافات1

در کتابفروشی سطح شهرم می‌چرخیدم. با فروشنده‌اش رابطه عاطفیِ عمیقی دارم. احمدآقا مرا می‌شناسد و صمیمی‌ برخورد می‌کند. برای تنوعش هم که شده سری می‌زنم به فضای کتابفروشی و نگاهی ارزانی می‌کنم به کتاب‌های چیده شده‌ی گله‌به‌گله روی قفسه‌ها. در کتابفروشی مبین، می‌توان روی میز و صندلی کنار قفسه‌ها نشست. …

بیشتر بخوانید »

جای خالی سلوچ – خشتی که کج نهاده شد

جای خالی سلوچ

از یک چیزی خیلی سریع می‌پرم و یک راست می‌روم سراغ اصل مطلب. همین اول کار که سخن دارد جان می‌گیرد و کلام منعقد می‌شود، یک نکته تکراری به یادم می‌آید. بی‌جانبداری و بی‌حاشیه. اینکه تابحال با همه آثاری که از ادبیات داستانی خوانده‌ام (که دست بر قضا زیاد هم …

بیشتر بخوانید »

قدم دوم معنایابی در زندگی(قسمت ۲): اوضاع خیلی خراب است! – رنج پایدار

اوضاع خیلی خراب است

با ارزش‌ترین و مهم‌ترین چیزها در زندگی،‌ ذاتاً ماهیتی غیری تعاملی دارند.ارزش‌های اصولیِ فردِ بزرگسال بی‌قیدوشرط‌ اند، یعنی از هیچ راه دیگری دست‌یافتنی نیستند و خودِ آن‌ها مقصود و هدف‌اند. چشم‌بسته وارد دنیای پرفضیلتِ بزرگسالی شدن نه‌تنها مستلزم تحمل رنج است بلکه مستلزم شجاعت برای رها کردنِ‌ امید و میلِ‌ …

بیشتر بخوانید »

قدم دوم معنایابی در زندگی(قسمت ۱): اوضاع خیلی خراب است

اوضاع خیلی خراب است

هدف از نوشتن‌های اینجا از این و آن، بررسی طرز فکرهاست. نه لزوما رسیدن به طرز فکری مطلق. بررسی می‌کنم و کنکاشت. هر جایی که قلاب ماهیگیری‌‌ام گیر کرد، مهم نیست! مهم‌تر از همه، همین بررسی نظرهای دیگران است. +بد نیست سری به نقشه راه رسیدن به معنای زندگی بزنید. …

بیشتر بخوانید »

عادت،‌عشق را می‌کشد

desert

مِرگان در هر قدمی که برمی‌داشت، هر نفسی که از سلوچ دورتر می شد، احساس می‌کرد بار دیگر هزار فرسنگ به او نزدیک و نزدیک‌تر می شود. چقد دور؛ چقدر دور از هم شب و روز گذارنده‌ بودند! آی… که زندگانی چه جور تلف می‌شود!((جای‌ خالی سلوچ. محمود دولت‌آبادی)) بالاخره …

بیشتر بخوانید »