خانه / معنای زندگی

معنای زندگی

دمی ایستادن و نظاره کردن

بیرجند زندگی

خسته‌ام. روز پرکاری را پشت سر گذرانده‌ام. خلاصه شد در مطالعه‌ی بخشی از کتاب‌های چپانده شده در قفسه و مورنینگ ارتوپدی. حضور در بخش. مطالعه و یادگیری قسمتی از گرافی‌های ارتوپدی. خروج از بخش. آمدن به خانه و استراحتی مختصر. مصاحبت با رفیقی شفیق و مطالعه. مطالعه. مطالعه. دست بردن …

بیشتر بخوانید »

«تفکر، سریع و کُند» – تردیدی بر منطقی بودن انسان در تصمیم‌گیری

Thinking-Fast-Slow

چرا مدت زمان کوتاهی از لذت شدید را به مدت زمان طولانی از شادی متوسط ترجیح می‌دهیم؟چرا از مدت کوتاهی رنج شدید اما قابل تحمل، بیشتر از مدت طولانی درد متوسط می‌ترسیم؟چرا بار احساسی باخت‌ بیشتر از برد است؟ چرا جنبه‌‌های منفی بیشتر از جنبه مثبت، ذهن را درگیر می‌کند؟چرا …

بیشتر بخوانید »

فیلم se7en – یک خطای شناختی: اعتمادبنفس بیش از حد

Se7en

فیلم را که تمام کردم، نمی‌دانم چرا این قسمت از شعر «با چشم‌ها» از دفتر مرثیه‌های خاک شاملو برایم مرور می‌شد. ذره ذره ذره به یادم می‌آمد. قطره قطره‌اش را می‌چشیدم و هضم می‌کردم. آنان به آفتاب شیفته بودندزیرا که آفتابتنهاترین حقیقتِشان بوداحساسِ واقعیتِشان بود.با نور و گرمی‌اشمفهومِ بی‌ریای رفاقت …

بیشتر بخوانید »

بازگشت مجدد به خانه دانشجویی – تجربه‌ای شخصی از اهمیتِ «زمانِ درست» در تصمیم‌گیری

خانه دانشجویی

یک بازگشت. بازگشتی به خانه‌ی اول. این «خانه»، در لفظ و کلام من ایهام قشنگی دارد. از یک سمت، می‌توانیم قراردادی خودمانی داشته باشیم که واژه‌ی خانه‌ را «نقطه‌ی شروع» به حساب آوریم و از طرفی، «محل سکنا گزیدن». اما صحبت‌های این نوشته بیشتر از مفهوم «خانه» است و معنی‌اش. …

بیشتر بخوانید »

سکانس‌‌های پایانی فیلم another round – تزریق حس رهایی

another round

سکانس‌های آخر another round است. و موسیقی دلنشینِ Scarlet Pleasure. به نام «What A Life». بارها دیده‌ام این دو دقیقه‌ونیم را. بارها. تزریقِ حس رهایی‌ست. مرور این تکه-پاره‌های یک فیلم، برایم مثل یک تفریح لذتبخش است. سکانس‌های انتهایی فیلم another round «مدس میکلسن»، لباس سیاه به تن دارد و می‌رقصد. …

بیشتر بخوانید »

موسیقی برای متنِ زندگی

موسیقی متن زندگی

تلخی‌ها، شیرینی‌ها، کج‌خلقی‌ها، لبخندها… صبح است و بلند می‌شویم. آبی به سر و صورت می‌پاشیم. سردی‌ آب می‌دود به اعصاب حسی پوست صورت. دست یخ می‌کند. نشاط،‌ نشاط. می‌رویم جلوتر. کارهای روزمره. بدو بدو. استرس. دغدغه. کار، کار،‌کار. چیزی که تمامی ندارد همین کار است. از زمین و زمان می‌بارد …

بیشتر بخوانید »

تکه‌های جا مانده از تو

تکه شخصیت

وجود است و موسیقی سیال وجود. این تکه‌تکه‌های وجود. نت‌هایش و گام‌هایش. هر نت و هر گام، به رنگ و طرح خویش. ذاتی و اندرونی که قسمت‌قسمت است. یکپارچه نیست و هر تکه‌ایش، می‌تواند به جایی، مکانی، کسی، چیزی بچسبد و بماند. قدم می‌زنی و راه می‌روی. به هر جایی …

بیشتر بخوانید »

موانع سر راه معنای زندگی (۱): کوته‌فکری – علایق شخصی و نظر مردم

معنای زندگی

پیش از این، درمورد معنای زندگی‌ام چیزمیزهایی نوشته‌ام. +نقشه‌‌ی راهی برای رسیدن به معنای زندگی آلن دوباتن در کتاب معنای زندگی‌اش به «موانع سر راه یک زندگی معنادار» اشاره کرده. و من اولین‌شان را بر اساس تجربه‌ی شخصی‌ام و برداشتم از کتاب بیان می‌کنم. +آخه چرا موقع تنهاییات برق اتاقتو …

بیشتر بخوانید »

حرف‌هایی به جای مقدمه – فروغ فرخزاد

فروغ فرخزاد

یکی از شیرین‌لحظه‌های زندگی‌ام،‌غرق شدن در زندگی‌نامه‌ی این و آن است. افرادی که اسم‌شان سر زبان‌هاست و از آن‌ها انسان‌هایی بزرگ و دور از ذهن ساخته‌ایم. با این زندگی‌نامه‌ها، انگار به توانِ حوادثی که از ورق‌پاره‌ها و سیاهه‌های کتاب‌ می‌خوانم، زندگی‌ام‌ را زندگی می‌کنم. یک حس غریب و در عین …

بیشتر بخوانید »

آن «دیگری»، دریایی از حس و تمنا

people-talking

مرگ هر انسان مردن یک فرد نیست، مرگ جهان‌هایی‌ است که درون او می‌زیسته‌اند.«یوگنی یفتوشنکو» درون خودمان، یک سیستم تمام عیار و کاربلد داریم که ما را از جهان پیرامونی ایزوله می‌کند.  خشم و غم‌ها را مختص به خودمان می‌دانیم. شادی و لبخندها را هم به خودمان می‌بندیم. کسی بیرون …

بیشتر بخوانید »