بازگشت مجدد به خانه دانشجویی – تجربه‌ای شخصی از اهمیتِ «زمانِ درست» در تصمیم‌گیری

خانه دانشجویی

یک بازگشت. بازگشتی به خانه‌ی اول. این «خانه»، در لفظ و کلام من ایهام قشنگی دارد. از یک سمت، می‌توانیم قراردادی خودمانی داشته باشیم که واژه‌ی خانه‌ را «نقطه‌ی شروع» به حساب آوریم و از طرفی، «محل سکنا گزیدن». اما صحبت‌های این نوشته بیشتر از مفهوم «خانه» است و معنی‌اش. …

بیشتر بخوانید »

یک مدل ذهنی برای فراگیری پزشکی – how to think in medicine

how to think in medicine

چرا پروسه آموختن پزشکی طولانی‌ست؟آموختن پزشکی را مثل یک مدل می‌توانیم بررسی کنیم؟چرا در حرفه‌ی پزشکی، فراگیری دانش (knowledge) به تنهایی کافی نیست؟چرا دانش، تجربه و پرورش مهارت‌های حسی و حرکتی لازم هستند ولی کافی نیستند؟مهارت‌های مورد نیاز ما در طبابت، یادگرفتنی‌ هستند یا مادرزادی؟ جایگاه تفکر، مباحثه و تبادل …

بیشتر بخوانید »

چند روز مانده به شروع استاژری

بهار

با شروع بخش و وارد شدن به محیط بالینی،‌ تعداد پست‌های روایتی‌ام افزایش خواهد یافت. از کم و کیف اتفاقات روزانه بیشتر می‌گویم و سعی می‌کنم بعنوان خاطره نویسی هم که شده، اینجا را به روز نگه دارم. شاید آرشیوی شود از شده‌ها و نشده‌هایی که پیش می‌آیند و فراموش …

بیشتر بخوانید »

برای «سُلوک» – اثری از محمود دولت‌آبادی

سلوک محمود دولت آبادی

برخی کتاب‌ها هست که در دست می‌گیری‌شان، و با هر کلمه، با هر حرف و با هر سخن انگار دوباره زاده می‌شوی. با کلماتش زنده می‌شوی و انگار خودِ حقیقی‌ات را روایت می‌کند. «سُلوک» دولت‌آبادی، از این کتاب‌ها بود. گرچه کتابی داستان‌محور است و رمان‌گونه، اما ارتباط عمیقی با آن …

بیشتر بخوانید »

سکانس‌‌های پایانی فیلم another round – تزریق حس رهایی

another round

سکانس‌های آخر another round است. و موسیقی دلنشینِ Scarlet Pleasure. به نام «What A Life». بارها دیده‌ام این دو دقیقه‌ونیم را. بارها. تزریقِ حس رهایی‌ست. مرور این تکه-پاره‌های یک فیلم، برایم مثل یک تفریح لذتبخش است. سکانس‌های انتهایی فیلم another round «مدس میکلسن»، لباس سیاه به تن دارد و می‌رقصد. …

بیشتر بخوانید »

بهار هزار و چهارصد – «اثر نقطه شروع»

نوروز

یک سال از زمانی که رگ و پی این وبلاگ را ساختم، گذشته. درست ۲۹ اسفند ۹۸ بود که متولد شد. همه چیز زود می‌گذرد. چشم بر هم بزنی، مثل برق و باد عبور می‌کند. حالا پشت ایستگاه پایانی سال شمسی هستیم. قطار نوروز دارد از راه می‌رسد و رسمی …

بیشتر بخوانید »

موسیقی برای متنِ زندگی

موسیقی متن زندگی

تلخی‌ها، شیرینی‌ها، کج‌خلقی‌ها، لبخندها… صبح است و بلند می‌شویم. آبی به سر و صورت می‌پاشیم. سردی‌ آب می‌دود به اعصاب حسی پوست صورت. دست یخ می‌کند. نشاط،‌ نشاط. می‌رویم جلوتر. کارهای روزمره. بدو بدو. استرس. دغدغه. کار، کار،‌کار. چیزی که تمامی ندارد همین کار است. از زمین و زمان می‌بارد …

بیشتر بخوانید »

تکه‌های جا مانده از تو

تکه شخصیت

وجود است و موسیقی سیال وجود. این تکه‌تکه‌های وجود. نت‌هایش و گام‌هایش. هر نت و هر گام، به رنگ و طرح خویش. ذاتی و اندرونی که قسمت‌قسمت است. یکپارچه نیست و هر تکه‌ایش، می‌تواند به جایی، مکانی، کسی، چیزی بچسبد و بماند. قدم می‌زنی و راه می‌روی. به هر جایی …

بیشتر بخوانید »

موانع سر راه معنای زندگی (۱): کوته‌فکری – علایق شخصی و نظر مردم

معنای زندگی

پیش از این، درمورد معنای زندگی‌ام چیزمیزهایی نوشته‌ام. +نقشه‌‌ی راهی برای رسیدن به معنای زندگی آلن دوباتن در کتاب معنای زندگی‌اش به «موانع سر راه یک زندگی معنادار» اشاره کرده. و من اولین‌شان را بر اساس تجربه‌ی شخصی‌ام و برداشتم از کتاب بیان می‌کنم. +آخه چرا موقع تنهاییات برق اتاقتو …

بیشتر بخوانید »

حرف‌هایی به جای مقدمه – فروغ فرخزاد

فروغ فرخزاد

یکی از شیرین‌لحظه‌های زندگی‌ام،‌غرق شدن در زندگی‌نامه‌ی این و آن است. افرادی که اسم‌شان سر زبان‌هاست و از آن‌ها انسان‌هایی بزرگ و دور از ذهن ساخته‌ایم. با این زندگی‌نامه‌ها، انگار به توانِ حوادثی که از ورق‌پاره‌ها و سیاهه‌های کتاب‌ می‌خوانم، زندگی‌ام‌ را زندگی می‌کنم. یک حس غریب و در عین …

بیشتر بخوانید »