خانه / معنای زندگی / سکانس‌‌های پایانی فیلم another round – تزریق حس رهایی
another round

سکانس‌‌های پایانی فیلم another round – تزریق حس رهایی

سکانس‌های آخر another round است. و موسیقی دلنشینِ Scarlet Pleasure. به نام «What A Life».

بارها دیده‌ام این دو دقیقه‌ونیم را. بارها.

تزریقِ حس رهایی‌ست.

مرور این تکه-پاره‌های یک فیلم، برایم مثل یک تفریح لذتبخش است.

سکانس‌های انتهایی فیلم another round

«مدس میکلسن»، لباس سیاه به تن دارد و می‌رقصد. از روزمرگی میانسالگی‌اش در آمده و حالا، مثل دختر-پسرهای دبیرستانیِ فارغ‌التحصیل شده، شادی می‌کند.
دارد پوست‌ می‌اندازد.

پوسته‌ی روزمرگی و کسالت را می‌شکافد.
شکافتن را با ریتمی آرام‌ شروع می‌کند، و با شور و حرارت پایان می‌دهدش.

باید همه‌ی فیلم را دید. از اولش. آنقدری که حس «کسالت حاصل از زیستن» را لمس کنی. یک‌جور روزمرگی خالص که گذر عمر به تو غالب می‌کند. هر قدم برداشتن در گذران زندگی، کسالت را دوچندان می‌کند. زندگی می‌کنیم چون مجبوریم به زندگی! این سرآغاز کسالت است.

بنا ندارم داستان فیلم را مو به مو تحلیل کنم. نه مجال تحلیل است و نه تخصص آن.

ولی کل فیلم، مربوط به ۴ معلم مقطع دبیرستان است که سن و سالی ازشان گذشته. و بیشتر گیر دادن کارگردان روی یک معلم تاریخ است.

می‌گذرند و عبور می‌کنند.

یک عمر است که خاک کلاس‌‌های درس و جایگاه معلمی را خورده‌‌اند.

از زندگی زناشویی‌شان مدتی‌ست که گذشته و از حال و هوای جوانی دور شده‌اند. دیگر تازگی ندارد. دیگر دنیا و هرآنچه درآنست برایشان تکراری شده. از ته دل نمی‌خندند و از ته دل درس نمی‌دهند. دانش‌آموزان هم ازشان شاکی هستند.

معلم‌های قصه ما، دلشان می‌خواهد به حال و هوای جوانی برگردند. مثل همان دوران، ذوق کنند و در پوست خود نگنجند.

و اینطور می‌شود که رو به مصرف الکل می‌آورند تا غلظت الکل خونشان را در مقداری معین (۰.۰۵درصد) نگاه دارند. هرچه باشد، الکل، آن‌ها را از تکرار مکررات دور می‌کرد. دور شدن از تکرار، همیشه دلنشین و لذت‌بخش است.

اما اشتباه نکنید. هدف فیلم ترویج الکل و مست بودن و به چپ‌ گرفتن زندگی نیست. هدف او، کنار آمدن با یک مفهوم عمیق در زندگی‌ست.

و آن پیام، آنقدری می‌ارزید که کارگردان، آخر فیلمش را اینطور به اتمام برساند. صحنه‌ای پر از رقص و پایکوبی. معلم‌های میانسالی که حالا، با این سن و سال، قاطی دخترپسرهایی شده‌اند که چند نسلی با آن‌ها فاصله دارند.

برای من، دیدن همین مخلوط شدن معلم‌های میانسال با آن جوان‌های تازه به دوران رسیده لذت دیگری دارد. غرق می‌شوند. با هم، در هم‌، کنار هم. دارند یکی می‌شوند. اصلا انگار نه انگار.

صحنه‌ای که شاید بازگشت به زندگی و بخشیده شدن را نوید می‌دهد. وقتی معلم‌ها در مصرف الکل افراط می‌کنند، کار خراب می‌شود. همه چیز به هم می‌ریزد.

اما این صحنه آخری، نشان می‌دهد زندگی آن‌چنان هم که باید اهل تنبیه کردن نیست. پس از چند روز مصرف بی‌رویه‌ و اعتیادآور الکل و فروپاشی زندگی‌شان، حالا دوباره دارند می‌رقصند و خوشحالند.

انگار زندگی دوباره به رویشان لبخند زده.

انگار امیدی هست که روزی روزگاری، روی خوش زندگی را هم ببینیم.

انگار امیدی هست. امیدی.

امیدی که از لاک سفت و سخت مصلحت‌اندیشی‌ها بیرون بیاییم و زندگی را به معنای واقعی‌اش لذت کنیم.

بنا به ناهنجاری نیست. بناست که خود را از قفس تنگ ذهن و ترس و قضاوت‌ها بیرون بکشم.

با دیدن این سکانس‌های کوتاه، خودِ سرکوب‌شده‌ام را می‌یابم که دلش می‌خواهد پشت پا بزند به قل و زنجیرهایش، بیرون بیاید و پرواز کند. درست مثل پرنده‌ای که مدت‌هاست اسیر است و اسیر است.

نمی‌دانم. با دیدن این دقیقه‌ها و بالا-پایین پریدن‌های معلم تاریخِ قصه‌ی فیلم، گمان می‌کنم روی دیگر سکه‌ی زندگی، شاید خوشحالی باشد.

این سالاد جمعیتی را دوست دارم. این پایکوبان را.

باید فیلم را دید تا معنای شیرین این رقص دسته‌جمعی و لذتِ شروعِ «یک راند دیگر» در زندگی را بچشی.
آن هم از لنز دوربین.

درباره‌ی محمدجواد یعقوبی

محمدجواد یعقوبی
یک دانشجوی پزشکی که از میان کلمات دنبال ساختن دنیای خودشه. علاقه‌مند به چایی گرم با نبات، کتاب، شعر و موسیقی.

همچنین ببینید

خانه دانشجویی

بازگشت مجدد به خانه دانشجویی – تجربه‌ای شخصی از اهمیتِ «زمانِ درست» در تصمیم‌گیری

یک بازگشت. بازگشتی به خانه‌ی اول. این «خانه»، در لفظ و کلام من ایهام قشنگی …

۲ نظر

  1. Avatar

    سلام آقای یعقوبی ممنونم بابت این پستی که گذاشتین.
    هر چند این روزا با توجه به شرایط چندان حس خوبی برا آدما باقی نمونده اما به قول شما میشه مثل یه ادمی که الکل مصرف کرده و شرایط زندگیشو فراموش کرده خوشحال بود و اون روی دیگه زندگی یعنی روی پنهان زندگی رو دید و روزمرگی وکسالت رو گذاشت کنار.
    این جمله رو توی یه سایت خونده بودم که به نظرم جمله قشنگیه:
    قرار نیست که با افکار دیگران زندگی کنیم
    و قرار نیست به شیوه ای که دیگران برای ما چیدند هماهنگ شویم
    خودت برای خودت زندگی کن، همانطور که دوست داری
    همانطور که لذت میبری.
    و مطمئن باش اگر خودت به فکر خودت نباشی، کسی در این دنیا
    خوشبختی و شادی را به تو تعارف نخواهد کرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *