خانه / یادداشت نگاری / چند روز مانده به شروع استاژری
بهار

چند روز مانده به شروع استاژری

با شروع بخش و وارد شدن به محیط بالینی،‌ تعداد پست‌های روایتی‌ام افزایش خواهد یافت. از کم و کیف اتفاقات روزانه بیشتر می‌گویم و سعی می‌کنم بعنوان خاطره نویسی هم که شده، اینجا را به روز نگه دارم. شاید آرشیوی شود از شده‌ها و نشده‌هایی که پیش می‌آیند و فراموش می‌شوند. شاید مرورش خاطراتم را زنده کند. خاطراتی که در شکل و سیمای متن و کلمات در می‌آیند و اگر توفیقی باشد، عکسی-فیلمی ضمیمه‌شان خواهم کرد. هر چه باشد‌ ترکیب شدن متن با عکس و فیلم، ماندگاری‌شان را عمیق‌تر می‌کند.

روزهای انتهایی تعطیلات سال نو است و در آخرین نفس‌های دانشجوی فیزیوپاتی بسر می‌برم. یک دوره برزخی که پلی بین فیزیوپاتی و استاژری است.

چیزی جز نوشتن از حال و روز این روزها،‌ و گرم کردن تنور انتظار و شوق حاصل از استاژر شدن به ذهنم نمی‌رسد. نیم‌چه اضطرابی درونی را حس می‌کنم. وارد محیط تازه‌ای می‌شوم که با فضای درس و کلاس و سالن تشریح و آزمایش‌های بیوشیمی و بافت فاصله‌ی زیادی دارد.

از دوران بالینی می‌گویم.

از شروع بخش و تعامل نزدیک‌تر و مستقیم‌تر با بیمار.

بیماری که به بخش می‌آید برای درمان، و من بعنوان یک یادگیرنده، باید هوشیار باشم و از درد او، تجربه جمع کنم. درد را ببینم و شهودم را در تصمیم‌گیری‌ها ارتقا دهم. درد را ببینم و همدلی کنم و همدردی. با درد سروکار خواهم داشت. درد.

این درد را وقتی عمیق‌تر و ملموس‌تر لمس می‌کنی که سلامتی جایش را به بیماری بدهد.

از فضای مه‌آلود و مبهم انتظار شروع بخش می‌گذرم. به یک جریان جذاب‌تر در این روزها اشاره می‌کنم.

یک نکته‌ی مثبت اگر بیرون بکشم، بدون شک آشتی کردن با فیلم و سریال است.

بیشتر کتاب می‌خواندم. کتاب و تحلیل و متن خوانی، مرا بیشتر ارضا می‌کرد. انگار با خواندن کلمه به کلمه‌ی کتاب‌ها، ظرفی از تمنا در من لبریز می‌شد که انرژی زیستن‌ام را تأمین می‌کرد.

کتاب‌ها، جزء ثابت محتوای نوشته‌هایم بودند. خلاصه‌هایی که می‌نوشتم، تأملاتی که حاصل خواندن بودند و جرقه‌هایی که در ذهنم ایجاد می‌شد، انس گرفتن با نوشتن و خواندن، همه‌شان مهر تأییدی هستند بر ادعایم.

اما آشنا شدن با صفحه‌ی فیلم‌تحلیل در اینستاگرام،‌ نظرم را نسبت به فیلم و سریال و وقت گذاشتن برای دیدنش عوض کرد.

تابحال،‌ فیلم دیدن را وقت‌تلف‌کنی می‌دیدم و سعی نکرده بودم با آن انس بگیرم، عادت کنم.

اما فیلم خوب دیدن و شگفت‌زده شدن از پیام یک فیلم که از پی سکانس و دوربین و رنگ و فیلم‌نامه خود را نشان می‌دهد، تحریکم کرده که فیلم‌اش را با دقت‌ ببینیم و تحلیلش را کامل‌تر بخوانم.

صادقانه اگر صحبت کنم، خواندن هر پست و دیدن پیشنهادهایی که صفحه‌ی فیلم‌تحلیل مطرح می‌کند، مرا شیفته سینما کرده.

چند پستی درمورد سینما قرار داده‌ام. این پست‌ها، از آن تجربه‌های دم‌دستی و ساده‌ای هستند که یک مبتدی لمس می‌کند. از آن‌هایی که نه کارشناسی‌ست و نه حساب شده و تخصصی. یک تجربه شخصی است و یک حظ منحصر به فرد.

+سکانس‌‌های پایانی فیلم another round – تزریق حس رهایی

در کنار این‌ها، ورود به دنیای انیمه‌ها با attack on titian هم نظرم را نسبت به هنر بصری عوض کرده.

attack on titan

انیمه‌ای ژاپنی‌الاصل که به صورت سریال ارائه می‌شود.

هر قسمتش اگر یک کتاب نباشد،‌ در حد و اندازه‌های محتوایی ساختار یافته و منسجم و یکپارچه، عرض اندام می‌کند.

هر قسمتش مفاهیمی عمیق را به زبانی ساده به تصویر می‌کشد.

جاهایی هم آنقدر عمیق است که ناگزیر از دوباره دیدنش هستم.

از نحوه‌ی روایت جذاب و خواستنی‌اش هم هر چه بگویم کم گفته‌ام. آنقدری زیبا بود که مرا به اندازه‌ی ۴ فصل با خود همراه کرده.

این همراه کردن مخاطب با یک اثر خودش یک هنر است.

هرچند شیرینی همراهی ۱۰ جلد با کلیدر، حلاوتی دیگر داشت.

+۱۱

درباره‌ی محمدجواد یعقوبی

محمدجواد یعقوبی
یک دانشجوی پزشکی که از میان کلمات دنبال ساختن دنیای خودشه. علاقه‌مند به چایی گرم با نبات، کتاب، شعر و موسیقی.

همچنین ببینید

تغییر

یادداشتی بر سودای تغییر محیط

تفکر سیستمی متمم، نقطه‌ی شروعی بود بر تغییر خیلی از باورهای اشتباهم درباره‌ی اطراف. بعنوان …

۶ نظر

  1. Avatar

    ..::هوالرفیق::..
    محمدجواد عزیز،
    منتظر نوشته‌هایت از تجربه‌های استاژری می‌مانم؛ و چه جالب که قرار هست بیشتر فیلم و سریال دنبال کنی. باید یک نگاهی به پیجی که تو را مشتاق کرده بیاندازم حتما! 😉
    ارادت و اخلاص

    پی‌نوشت: در مورد سوالی که از من پرسیدی، دارم محتوایش را آماده می‌کنم؛ امیدوارم بتوانم به زودی به دستت برسانم.

  2. Avatar

    محمدجواد جان بشدت مشتاقم برای خواندن اون لحظه ها و لمس حس ها … برات دعا میکنم ،موفق باشی و بدرخشی
    اره واقعا بعضی از فیلم ها خیلی درس دارن تو خودشون ، انیمه ها و انیمیشن ها رو دوستشون دارم خیلی زیاد :))
    این انیمه چند قسمته ؟گفتی بصورت سریاله اخه .دلم خواست ببینمش اگه تایم زیادی رو نگیره و قسمتاش کم باشه

  3. Avatar

    محمد جواد عزیز!
    امیدوارم این مقطع از زندگیت هم پر بار و پر از موفقیت باشه برات.
    منتظر روز نوشت هات هستم.

    یه چیز دیگه هم اینکه منم اصلا آدم فیلم بینی نیستم و میدونم این خیلی بده، هیچ جوره نمیتونم خودم رو قانع کنم و پاشم برم فیلم ببینم مگر اینکه یه جا پخش بشه و من در عمل انجام شده قرار بگیرم و فیلم ببینم -_-

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *