خانه / در مسیر یادگیری

در مسیر یادگیری

برای زمان‌سنجی بهتر – perfect timing

when

ما مسئله «کی (when)» را به اندازه‌ی مسئله «چه چیزی (what)» جدی نمی‌گیریم.«دنیل اچ‌پینک – کتاب کِی» به این سوال‌ها فکر ‌می‌کنم. کاملا علمی هستند، اما دلیل مشخصی دارند. چرا باید از رفتن به بیمارستان ها در عصر (ساعت ۱۴ تا ۱۷) خودداری کنیم؟ چرا در نسخه‌های پزشکان، تجویز آنتی‌بیوتیک …

بیشتر بخوانید »

فومو – ترس از دست دادن فرصت‌ها در زندگی

fomo

صحبت کردن از فومو، برایم جذاب است مثل خوردن چای گرم با نبات! با همه‌گیر شدن شبکه‌های اجتماعی و فرو رفتن در باتلاق جذب توجه، پدیده «فومو» و راه‌حل جالبش نظرم را قاپید. در بین روزمرگی‌های زندگی، چقدر ترس از دست دادن داریم؟ خودم را می‌گویم. صبح که از خواب …

بیشتر بخوانید »

قفس فکر – نگاهی به مفهوم مدل ذهنی

brain cage

این تیتر و عنوان را برای حرف زدن در مورد موضوعی دم دستی،‌ مهم و بدیهی اختصاص دادم. مفهومی به نام «مدل ذهنی». به کاربردن اصطلاح «مدل ذهنی» به تنهایی،‌ گرهی از ندانسته‌ها باز نمی‌کند. گم شدن در دنیای اصطلاحات و لغات ناآشنا و مفهوم‌پردازی نشده،‌ نه‌تنها مفید نیست بلکه …

بیشتر بخوانید »

در هم تنیدن با یادگیری عمیق‌تر

افراد زیادی هستند که این روزها، برای بهبود یک مهارت، شناخت خود، یا خلق یک تغییر، به کتاب‌خوانی رو می‌آورند. حقا که مسیر درستی هم انتخاب کرده‌اند اما هر کاری چهارچوب‌هایی دارد و باید و نباید‌هایی. بهتر است باید و نباید ننامم‌ این کارها را. توصیه‌هایی هستند که می‌تواند مثل …

بیشتر بخوانید »

دمی با مفهوم آرامش و ارتباطش با تفکر سیستمی

آرامش

این از آن کلمه‌هاییست هر چه بخوانید و ورق بزنید، این ‌رشته‌ سری دراز دارد. آلن دوباتن از فیلسوفانی است که به شدت شیفته‌ی تفکراتش هستم.سخن به اندازه می‌گوید و حرف را به اندازه بیان می‌کند. همیشه‌ی خدا حرف‌هایش را در ساده‌ترین و بدیهی‌ترین چیزهای زندگی می‌بینی، حس می‌کنی. آلن …

بیشتر بخوانید »

آیا هر کتابی ارزش خواندن دارد؟ – نگاهی به قانون استرجن

یکی از پیج‌هایی که در شبکه‌ی اجتماعی اینستاگرام دنبال می‌کنم، پیج امین کاکاوند است که می‌توانید از لینکی که می‌گذارم به این صفحه دسترسی داشته باشید. (+) قانون استرجن! در یکی از پست‌هایش، از قانونی به نام قانون استرجن نام برد که می‌گفت ۹۰درصد از هر چیزی چرند و بیهوده …

بیشتر بخوانید »

چقدر به مفهوم‌پردازی کلمات در گفتارمان آگاهیم؟ – پزشک یا دکتر

concept

گاهی وقت‌ها، یک چیزهایی مثل بذر روی زمینی بایر و خشک و مهیای بار ریخته می‌شود. دانه‌ی پخش و پلا شده روی خاک به تدریج جایش را در دل زمین سفت می‌کند و ریشه می‌دواند به درونش. جای خود را بین آن خروار خاک می‌گیرد و پیدا می‌کند. آن دانه …

بیشتر بخوانید »

شرم گذرای من از کتاب‌خوانی – تأثیر محیط روی تصمیمات و رشدِ ما

book

آن اول‌ها که تازه با کتاب‌خواندن خو گرفته بودم، از بیان آن و معرفی کتاب به دیگران شرم داشتم! علتش این بود انسان‌هایی که اطرافم بودند، کتاب‌خواندن را کاری مضحک و فیلم دیدن را هنر می‌دانستند. یک وقت‌هایی که جریانی در توده‌ی اطرافیانت راه می‌افتد، تشخیص چیزی که تو می‌خواهی و برای آن ساخته …

بیشتر بخوانید »

حال و هوای یادگیری من(۴): فراموش کردن آموخته‌ها – دوری از تعصب

در مورد اهمیت دور شدن از تعصبات حرف زیاد زده‌ام. بنظرم اگر کسی نگاهی گذرا به جای‌جای این نوشته‌هایی که در این وبلاگ هستند بیندازد، این را به وضوح احساس خواهد که دل پری از تعصب و دگماتیسم فکری دارم. و این تمِ دوست نداشتن و متنفر بودن، مرا واداشته …

بیشتر بخوانید »

جنگ تن‌به‌تنِ یادگیری دربرابر واقعیت – کدام یک؟

یادگیری

خیلی وقت هاست که ما یاد می‌گیریم که منطبق بر علم بیاموزیم. چه می‌دانم مصداق‌هایش را! مثال‌ها و نمونه‌هایش را اگر کمی فکر کرد، می‌توان بدست آورد. یکی از آن‌ها همین درس خواندن در رشته‌ تخصصی‌ست. حالا نه لزوما از جنس و طعم دانشگاهی‌اش! هزاران هزار مثال برای رشته‌ای که …

بیشتر بخوانید »