خانه / شنیدن موسیقیایی / موسیقی برای متنِ زندگی
موسیقی متن زندگی

موسیقی برای متنِ زندگی

تلخی‌ها، شیرینی‌ها، کج‌خلقی‌ها، لبخندها…

صبح است و بلند می‌شویم. آبی به سر و صورت می‌پاشیم. سردی‌ آب می‌دود به اعصاب حسی پوست صورت. دست یخ می‌کند.

نشاط،‌ نشاط.

می‌رویم جلوتر. کارهای روزمره. بدو بدو. استرس. دغدغه. کار، کار،‌کار. چیزی که تمامی ندارد همین کار است. از زمین و زمان می‌بارد روی سرت. خسته‌ات می‌کند. احساس می‌کنی در بند هستی. ظهر می‌شود و دلت یک بالشت گرم یا سرد می‌خواهد و رخت‌خوابی که دراز بکشی و خودت را ولو کنی روی تشک نرم‌اش. ملحفه‌ات را بکشی تا زیر تیزی بینی و چشمانت را ببندی.

نیم ساعتی چشم از جهان می‌بندی. دیگر جهانی نیست، ‌تو هم نیستی. هیچ. خالی.

بعدازظهر می‌شود. بدو بدو. روز از نو، روزی از نو.

همه زندگی را بدو بدو می‌کنیم. می‌شود همان سخن دولت‌آبادی در روزگار سپری شده مردم سالخورده:

آن جا یک قهوه خانه بود.
اما ننشستیم به نوشیدن دو تا استکان چای.
چرا؟
دنیا خراب می شد اگر دقایقی آن جا مینشستیم
و نفری یک استکان چای میخوردیم؟
عجله،
همیشه عجله…
کدام گوری میخواستم بروم؟
من به بهانه رسیدن به زندگی،
همیشه زندگی را کشته‌ام.

کاغذبازی شماره ۱۷

و بین این دویدن‌ها، حس‌ و عواطف ما هم خاک می‌شود. انگار گوری برایشان می‌کنیم و خفه‌اش می‌کنیم. عمق نمی‌بخشیم به احساس. هر چه هست، سطحی‌ست. سطحی.

سرکوب می‌شود. بین استرس‌های روزمره گم می‌شود. انگار‌ دیگر حسی نداریم.

لبخندی نمی‌آید،‌ گریه‌ای هم نمی‌آید. دوست داری از ته دل بخندی، لحظه‌ای به حال خودت گریه کنی، اشک بریزی،‌ شاید دلت می‌خواهد دل بسوزانی به حال خودت، خودت برای خودت.

دوست داری آه و ناله راه بیندازی.

گاهی هم سرحالی و سرشاری از ذوق و شوق به زندگی. سرشار از امید و نشاط. نشاط.

این دوست داشتن‌ها را ما تعیین نمی‌کنیم.

موجود سمجی درون ماست که همیشه در تکاپوست. در حال جست و خیز، همراه با بالا و پایین‌های همیشگی.

گاهی دلش یک استکان چای می‌خواهد و صحبتی گرم. گاهی هم گوشه‌گیری می‌خواهد و کنجی برای گریه. دستش درد نکند که تا ابد هم بچه می‌ماند. مثل بچه‌ها یکهو بهانه‌گیر می‌شود. مثل بچگی و لبخند، شادی و فریادهای از ته دل.

با این کودک سمجی که در دل بزرگسالی هم رهایمان نمی‌کند باید چه کنیم؟

چه زیباست اگر زندگی‌مان را مثل یک فیلم ببینیم که در پس‌زمینه‌هایش اگر موسیقی متنی پخش نشود، دیگر صفایی ندارد.

مگر می‌شود سینما را ببینی و موسیقی خاصی در پس‌زمینه برای ماجراهای جورواجورش پخش نشود؟

موسیقی، به زندگی ما عمق می‌دهد. همانطور که به صحنه‌های یک فیلم حرارت می‌بخشد. عمق می‌دهد به احساس ما. و زندگی ما سراسر احساس است.

قوه تخیل و احساس آدمیزاد را بگیری،‌ آه ندارد که با ناله سودا کند. هیچ ندارد. پوچ پوچ. همین احساس را بگیریم، دیگر چه برایش باقی خواهد ماند جز یک بی‌وجدانِ خشک، که دنبال لذت‌طلبی‌ست و نفع شخصی. و هیچ از معنای شیرین غم و شادی نمی‌فهمد؟

موسیقی، فرکانس صدای درونمان را زیاد می‌کند. واضح‌ترش می‌‌کند. شفاف‌تر. واضح‌تر. ملموس‌تر.

برای وقت‌هاییست که دلمان می‌خواهد عمیقاً غمگین باشیم، یا متأسف ولی نمی‌توانیم. می‌خواهیم دلگرم باشیم و سخاوتمند، ولی دست‌مان زیر سنگ آسیابِ‌ این زندگی و مشکلاتش گیر کرده. می‌خواهیم متواضع باشیم یا دلسوزی کنیم،‌ با غم دیگری گریه کنیم، سوگواری کنیم،‌ ولی انگار قلب‌مان یخ زده.

مثلا چقدر گوش دادن به این قطعه از صدای علیرضا افتخاری را دوست دارم. هم معنایش، هم ریتمش. همه‌اش به دلم می‌نشیند.

علیرضا افتخاری

موسیقی، یخ زندگی را باز می‌کند. یخ احساس را هم. گرما می‌بخشد،‌ جان می‌بخشد و زنده‌تر می‌شوی.

شاید این یک نظر شخصی‌ست که این روزها رویش حساس‌تر شده‌ام. اینکه حواسم به عمق احساساتم باشد. چه غم، چه شادی‌اش. همه‌اش را درک کنم و تا مزه‌ی آخرش بچشم. چه عیبی دارد؟ ما که آدمیم. چرا انتظار بیجا؟ چرا حق نداشته باشی صبح را شارژ باشی و آخر شب غمگین و دل‌افسرده؟

هر چه باشد، ما آدمیم.

و موسیقی، دیگِ احساسات ما را گرم‌تر می‌کند و به نقطه جوشیدن می‌رساندشان. موسیقی، لازمه‌ی زندگی این روزهاست.

اینکه در هر لحظه‌ای از زندگی، به فراخور احساسات‌مان، قطعه‌ای مناسب را داشته باشیم و پخش کنیم. این کار، اگر یک فایده هم داشته باشد این است که زندگی را به معنای واقعی‌اش زندگی می‌کنی. انگار رنگ جلایی کشیده‌ای روی لحظه‌های بودگاری‌ات و جلوه‌اش دوچندان شده.

چه از این زیباتر؟

———————-

شاید پست روبرویم به دلتان بریزد : +چرا با موسیقی آرام می‌شوم؟

درباره‌ی محمدجواد یعقوبی

محمدجواد یعقوبی
یک دانشجوی پزشکی که از میان کلمات دنبال ساختن دنیای خودشه. علاقه‌مند به چایی گرم با نبات، کتاب، شعر و موسیقی.

همچنین ببینید

another round

سکانس‌‌های پایانی فیلم another round – تزریق حس رهایی

سکانس‌های آخر another round است. و موسیقی دلنشینِ Scarlet Pleasure. به نام «What A Life». …

۸ نظر

  1. Avatar

    سلام اقای یعقوبی خیلی ممنونم ازتون بابت این پست دلنشینتون.
    در ضمن یه سوال داشتم ازتون:
    شما که الان دانشجوی پزشکی هستید چقد وقت آزاد براتون میمونه و چقدش صرف تحصیلتون میشه؟ چون بعضیا میگن یه دانشجوی پزشکی اکثر وقتش باید صرف رشتش بشه وبرای کارای جانبی وقت کمتری داره.

    ۰
    • محمدجواد یعقوبی
      محمدجواد یعقوبی

      محمدجان؛
      مرسی از لطف بی‌کران تو.
      دانشجوی پزشکی بودن، یعنی دانشجوی یک «حرفه» بودن. و برای اینکه در این رشته به حرفه‌ای‌گری برسی، باید کارهای زندگیت رو در راستای این حرفه سینرژیک و هم‌راستا کنی.
      درس‌های تخصصی رشته‌م هستن که در وقت خودش خونده میشن. اما رمان‌ها،‌ ادبیات و شعر،‌ موسیقی، کتاب‌های غیرداستانی مختلف و متمم‌خوانی‌هایی که دارم رو هم در خدمت پزشکی و درک بهتر پزشکی میدونم. چون پزشکی همه‌ش دانش نیست و اصول ارتباطی،‌توانایی تحلیل،‌ تفکر نقادانه، تصمیم‌گیری و اصول مدیریتی و … جزو اصولش هستن.
      من تاحالا به کارهایی که انجام دادم به این دید نگاه نکردم که قسمتی برای پزشکی باشه و قسمتی برای غیرپزشکی. سعی کردم با مطالب حرفه‌ام زندگی کنم.
      اما سعی می‌کنم روزانه ۳۰ دقیقه‌ای مطالعه آزاد داشته باشم. و دو تا ۳۵ دقیقه هم متمم بخونم. و مدتی رو هم به موسیقی که منو سرشوق میاره گوش بدم. هرچقدر که شد. هر چقدر که حال کردم. اگر البته بخوای رمان و کتاب‌های دیگه رو غیرپزشکی بحساب بیاری ؛)

      • Avatar

        خیلی ممنونم بابت پاسخگوییتون. این موضوع از خیلی وقت پیش ذهنمو درگیر داشت و توی اینترنت و فضای مجازی زیاد گشته بودم تا جواب سوالمو پیدا کنم که شما لطف کردید و جواب سوالمودادید. من یه کنکوریم و رشته تجربی و به پزشکی و رشته های بیمارستانی علاقه دارم.
        در ضمن افتخار دارم که همشهری شما هستم.
        بازم بابت پاسخگوییتون ممنون.

        ۰
  2. Avatar

    محمد جواد عزیز!
    ممنون بابت پست خوبت و ممنون بخاطر نوشتن کلامی از محمود دولت آبادی عزیز. چقدر درست گفته که ما به بهانه ی رسیدن به زندگی، زندگی رو میکشیم 🙂

    ۰
  3. Avatar

    محمدجواد جان
    ازت خیلی متشکرم بابت این حس قشنگی که هدیه دادی بخاطر این پست زیبا و این قطعه ی فوق العاده درجه یک .. تو باعث شدی که با ایشون و صدای گرمش بیشتر شاید آشنا بشم ، اخه بیشتر اوقات حوصله سر بر میشن بعضی از این شکل موزیک ها و .. گاهی فقط های های های هست که به گوشت میرسه 😅 و شاید چند موزیک اون سبکی باعث شده بود من فاصله بگیرم ..
    دانلودش کردم از همینجا 🙂 در تمام این مدت ۷ دقیقه ای لبخند عمیقی رو لبام بود :)) سراسر حس زندگی بود انگار
    اونجا که میگه به چه مقصد رسیده ای ؟ همه اش قشنگ بود و چقدر با معنا و مفهوم
    مرسی مرسی مرسی 🙏🌹
    واقعا نمیشه بدون موسیقی زندگی کرد ! من حتی موقع انجام کارهام در بیشتر مواقع موزیک پلی میکنم و کارام رو انجام میدم .
    شادمان باشی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *