خانه / از خودم بگم

از خودم بگم

محمدجواد یعقوبی

للحق…

پیش از همه چیز، خوشحالم که میزبان شما در این صفحه‌ی معرفی هستم. امیدوارم ‌دست‌نوشته‌های یک جوان ۲۳ ساله، ارزش ماندن در اینجا را داشته باشد.

وقت را غنیمت می‌شمرم.

نوشتن از خود، برخی جاها شیرین است و برخی جاها تلخ! همینکه بدانی داری به مرز شعار دادن نزدیک می‌شوی و آنی نیستی که ادعا می‌کنی، تلخ و نچسب می‌شود و زهر می‌شود به جانت. نزدیکی حرف و عمل، کاری‌ست بس دشوار که آرام آرام رخ می‌دهد.

باری. نوشتن از خودم مرا دوباره به خودم برمی‌گرداند تا آنی را بگویم که هستم. رک؛ راست؛ صادق.

با نوشتن‌، رکب می‌زنم به خودم تا ببینم چند مرده حلاجم.

من…

محمدجواد یعقوبی

آذرماه ۱۳۷۷ با گریه‌هایی که بلندی صدایش یادم نیست، به دنیا سلام کردم. زایشگاهی در مشهد بود که راه رسیدن به این دنیا را برایم هموار کرد.

بزرگ و بزرگ‌تر شدم و قد کشیدم.

فکر و خیال، هم‌پای قد و وزن، شاخ و بال گرفت. کنجکاو شدم در مورد خودم. می‌خواستم تکلیفم را با خودم مشخص می‌کردم که چه میخواهم از هر آن‌چه هست و نیست.

در ۱۹ سالگی، یعنی مهر سال ۹۶، پا به دانشگاه گذاشتم. این روزها، پنجمین سال تحصیلم را در رشته پزشکی پشت سر می‌گذرانم. دانشگاه علوم پزشکی بیرجند. محلی که پس از گذر سالیان، تازه دارم با آن انس می‌گیرم.

به گمان من، نظام آکادمیک آموزش پزشکی به قدری ناتوان است و پوچ که امیدی برای تربیت یک شخص حرفه‌ای در این سیستم معیوب نیست. نظامی که برخی وقت‌ها دغدغه‌ی پول و نان وزارتی، مانع از آموزش هر چه بهتر دانشجویانش می‌شود. در این مدت خیلی سعی کرده‌ام خودآموزی کنم. خودمحور باشم در یادگیری‌ها و انتظارم از سیستم را به حداقل برسانم.

گاهی باید راهت را از دانشگاه جدا کنی.

فهمیده‌ام که پزشکی از جنس علم (science) است. سوای از دانش (konwledge)، فاکتورهای دیگری هم برای یک دانشجوی پزشکی مهم است که تفکر نقادانه (critical thinking)، مهارت حل مسئله، مذاکره، تفکر سیستمی و تصمیم‌گیری (decision-making) و برقراری ارتباط درست و مناسب (communication)، گروه کوچکی از این مهارت‌هاست.

قصد دارم در آینده نزدیک و با آگاه‌تر شدن از آن‌ها، بیشتر درمورد رشته‌‌ام پزشکی و چالش‌های یادگیری در آن بنویسیم. از مهارت‌هایی که در محیط حرفه‌ای به آن نیاز دارم.

اینجا، ماجراهای بیمارستانی‌ام را به سبک داستان تعریف می‌کنم. داستان‌نویسی و خواندن رمان، از سرگرمی‌های لذت‌بخش من است.

کنفرانس MEDtalk در دانشگاه علوم پزشکی بیرجند. سال ۹۸

کمی از رشته‌ حرفه‌ای‌ام فاصله می‌گیرم.

بحث را شخصی‌تر می‌کنم.

بگذارید در ابتدا کمی از علایق‌ام بگویم.

دولت‌آبادی که در کلیدرش می‌نویسد: ((هر آدمی چیزهایی را در این دنیا دوست دارد. من هم مثل هر آدم دیگری چیزهایی را دوست می‌دارم. در حقیقت اگر دوست نداشته باشم، ‌نمی‌توانم زندگی کنم.))

کلیدر اولین کتاب و بهترین کتابی بود که تابحال خوانده‌ام. علاقه‌ام به ادبیات وصف‌نشدنی است. خاصه ادبیاتی که از جنس ایران و فرهنگ وطنی‌ام باشد. کار با کلمه‌ها را خیلی بیشتر از اعداد می‌پسندم.

معتاد به خوردن چای گرم با نبات هستم. بیشتر با چایی حواسم را پرت می‌کنم از ناملایمات و بدقلقی‌های زندگی. سر چای خوردن که می‌رسد، زبانم درازتر از قبل می‌شود. حرف، حرف می‌آورد.

اینجور وقت‌ها در کنار لیوان چای، نوشتن و گوش دادن به موسیقی هم عرض اندام می‌کند. سبک سنتی موسیقی ایرانی را ترجیح می‌دهم بر هر سبک دیگری.

صدای شجریان و افتخاری و شهرام ناظری و تار لطفی و موسیقی سنتی ایرانی،‌ همان گم‌شده‌های من در جهان موسیقی هستند.

بیشتر وقت‌های فراغتم را با کتاب پر می‌کنم تا دیدن فیلم. فیلم خوب را برایش ارزش قائلم. ولی کتاب خوب، چیز دیگریست.

خیلی چیزها را مدیون متمم هستم. حتی افتتاح این وبلاگ.

می‌توانید از طریق این لینک به پروفایل من در متمم دسترسی داشته‌ باشید.

+شاید خوشتان بیاید:[متمم، دایه‌ای مهربان‌تر از مادر – لذت هم‌نشینی با سایت متمم]

این وبلاگ چه مسیری را طی می‌کند؟

بخشی از یادگیری‌ام از میسر هم‌نشینی با انسان‌های خوش‌فکر می‌گذرد. مثل مرور کامنت‌ها و نقل قول‌هاشان. به کمک این وبلاگ، در پی شناخت انسان‌هایی هستم که در مسیر فکری من‌اند. دوستی و همکاری با آنان جزو ارزش‌هایم در زندگی‌ست. این وبلاگ جایی برای نوشتن و یادگیری بیشتر است.

این وبلاگ،‌ خودنگاره‌هایی‌ست حاصل دست و پا زدن من در گمراهی‌های زندگی‌.

اینجا، بیشتر بصورت روایتی و داستانی از پزشکی می‌نویسم. از تلاش‌هایم برای حرفه‌ای‌گری در آن و اتفاقاتی که چیزی برای یادگیری‌ام داشته.

در کنار این‌ها، کتاب‌هایی که می‌خوانم را اینجا به اشتراک می‌گذارم. خلاصه‌ها یا شرح و تفسیرهایی از زبان خودم.

+بد نیست ببینید:[چرا به “مهارت یادگیری” نیاز داریم؟]

راه‌های ارتباطی با من

علاوه بر کامنت در هر پست، از قسمت ارتباط با من می‌توانید حرف‌ها، سخن‌ها، بد و بیراه‌ها و خوش‌وبش‌هایتان را ایمیل کنید و من جواب خواهم داد :))

اما همانطوری که گفتم، در اینستاگرام هم مدتی است فعالم. آن‌جا هم پلی است برای ارتباط!

استوری‌هایی تحت عنوان «کاغذبازی»، هر پنجشنبه می‌گذارم. متن‌‌هایی کوتاه و جذاب از کتاب‌های خوانده‌ شده‌ام.

می‌توانید از اینجا پروفایل من در اینستاگرام را مشاهده کنید.

پیروز باشید و برقرار.

محمدجواد یعقوبی. سر ظهر. ۱۳ دیماه ۱۴۰۰.