خانه / مناسبت ها و نگاهی تازه / یادداشتی به مناسبت روز پزشک

یادداشتی به مناسبت روز پزشک

۵ ماهی از سال ۹۹ گذشته و اکنون در آستانه شروع ششمین ماه از سال شمسی هستیم.

انگار همین چند وقت پیش بود که عید شد. با همان حال و هوای عیدش و بوی سکه و عیدی و اسکناس‌های تانخورده‌ای که حسرت دیدن‌شان امسال به دلم ماند. عیدی که با طعم کرونا شروع شد و قرعه‌ی سال هم به نام کرونا زده شد. با آن هشتگ‌های شکست کرونا و شاخ‌شانه کشیدن برای این ویروس فسقلی.

امسال، بیش از هر سالی، اسم نظام سلامت سر زبان‌ها افتاد. از همان دقایق اول. اولین تصاویری که می‌دیدیم حتی از بیمارستان‌ها و کادر درمان و لباس‌های آبی و استرس و نگرانی از همه‌گیریِ جهانی (پاندمی) یک ویروس بود.

با این‌حال، این زمان‌ها گذشت و اکنون مدتی‌ست که با این ویروس‌ هم خیلی از ما آشتی کرده‌ایم و به نوعی حضورش را در زندگی روزمره، بیش از پیش پذیرفته‌ایم. دیگر برای ماسک زدن مقاومتی به خرج نمی‌دهیم و طوری هم شده که اگر ماسک نزنیم، انگار چیزی کم داریم!

این روز،‌ مجالی پیش آمد که اندکی از پزشک‌ و پرستاران و کادر درمانی بنویسم که مثل هر قشر و صنف و شغل دیگری، بد و خوب، خوب و بد در بین آن‌ها یافت می‌شود. مهم این‌ست که ما چه عینکی به چشم بزنیم و آن‌ها را نظاره کنیم. روزی می‌رسد که کرونا سر زبان‌هاست و بیمارستان‌ها شلوغ‌تر از هر زمانی؛ این وقت‌ها هشتگ‌های #سپاس_قهرمان_سلامت سر زبان‌ها می‌افتد و روزی دیگر که کرونا هنوز نیامده بود، این قشر را با حرف‌های صدمن‌یک‌غاز #من_یک_خیابانی‌ام قضاوت می‌کردیم و آن روزها، از آن روزهایی بود که بدتر از پزشکان در این جهانِ‌ خدا، چیز دیگری یافت نمی‌شد.

همه‌ی این‌ها گذشت. می‌گذرد. سکه‌ی استخاره‌ی خوب یا بدِ این دنیا، هر زمان به نام کسی می‌خورد. حرف مردم هم همیشه، مثل حزب باد است و هر لحظه، سمت و سویی دیگر می‌گیرد.

اما همینقدر می‌دانم باید قدردان هر فرد شاغلی باشیم که در صنف و شغل خودش، از وجدانش مایه می‌گذارد و برای آسودگی بقیه تلاش می‌کند. نه صرفا پزشک یا پرستار، بلکه هر کسی.

این‌جا، این تکه از کتاب مرجع اصولِ طب داخلی (هاریسون) در رشته‌ی پزشکی، در مقدمه‌ی این کتاب توجهم را به خود جلب می‌کند که لازم می‌بینم در این نوشته به آن اشاره کنم. این کتاب،‌ مرجع آموزشی بخش داخلی پزشکی است که در مقدمه‌ی آن، ذات طبابت را به زیبایی بیان کرده. طبیب بودن بدین سان، یک هنر است و از دست هر کسی ساخته نیست. بقول این تکه از مَثَلی که میگفت: گاو نر می‌خواهد و مرد کهن! اگر البته جنبه آنتی فمنیستی این مَثَل را نادیده بگیریم و خوب بودن را به مرد یا زن محدود نکنیم 😉

با هم تکه‌ای از مقدمه‌ی کتاب اصول طب داخلی هاریسون را مرور می‌کنیم. چیزی که به ذات طبابت اشاره دارد:

هیچ سرنوشتی بیش از پزشک بودن نمی‌تواند فرصت، مسئولیت یا تعهد برای نوع انسان مقدر کند. پزشک در مراقبت از دردمند نیاز به مهارت تکنیکی ،‌اطلاعات علمی و درک انسانی دارد و اوست که با بهره‌گیری ازشجاعت، تواضع و عقلانیت خدمتی منحصر بفرد برای هم‌نوعان فراهم می‌کند و عمارتی ماندگار از صفات ممتاز در درون خود بنا می کند. پزشک نه باید انتظاری بیش از این از سرنوشت خود داشته باشد و نه به کمتر از آن راضی شود.
[اصول طب داخلی هاریسون. مقدمه]

۰

درباره‌ی محمدجواد یعقوبی

محمدجواد یعقوبی
یک دانشجوی پزشکی که از میان کلمات دنبال ساختن دنیای خودشه. علاقه‌مند به چایی گرم با نبات، کتاب، شعر و موسیقی.

همچنین ببینید

نوروز

بهار هزار و چهارصد – «اثر نقطه شروع»

یک سال از زمانی که رگ و پی این وبلاگ را ساختم، گذشته. درست ۲۹ …

۷ نظر

  1. Avatar

    سلام داداش محمد جواد
    امیدوارم عالی باشی و روزگار بر وفق مرادت باشد
    ببخشید یکم درگیر بودم وقت نشد بیام شرمنده نتونستم به موقع روز پزشک رو بهتون تبریک بگم
    روز پزشک روز دستان شفا بخش را بهتون تبریک میگم و قدردان لطف شما پزشکان عزیز همواره هستیم و ممونیم و بهترینا رو براتون آرزو میکنم و امیدوارم همیشه بدرخشین و خندان باشین
    #در پناه حق موفق و سلامت باشین

    ۰
  2. Avatar
    کیمیا_منتظر_جواب_کنکور💊💉⁦❤️⁩

    از روزی که جواب کنکور اومد و پزشکی قبول نشدن..ورق برگشت،تا دیروز رشته فقط پزشکی بود و حسرتِ قرارگرفتنِ پیشوندِ دکتر قبل از اسمشون اما از امروز…دکترها پولکی هستن،بی وجدانن،بی سوادن،قاتلن..اصلاً کل فامیلِ ما بخاطر قصور و خطای پزشکی مُردند وگرنه پدرِ جدِ پدرم هم الان زنده بود.
    نمیگم خوشبحالشون که قبول نشدن و سختی نکشیدن اما؛بد نیست بدونید:
    ترم یک،درست همون موقع که همه مون تازه واردِ دانشگاه شده بودیم و کلی ذوق داشتیم،همون موقع که بچه های رشته های دیگه صبح تا غروب توی دانشگاه و کافه های اطرافش داشتن باهم آشنا میشدن،مارو بردن توی یه سالن با یه جنازه ی سیاهِ پاره پوره که بوی گند میداد آشنامون کردن وگفتن:بابتش پول دادیم مراقب باشید خرابش نکنید.تا سه ترم دستمون توی دل و روده ی همین جنازه بود.گوشیای شما پر از عکسای #منو_بست_فرندا_یهویی و گوشیای ما پر از عکس و فیلمای همین جنازه ی مذکور.
    اون موقع که شما با ادکلن فرانسویت دوش گرفته بودی و توی یه رستوران لاکچری روبروی یار غذای ایتالیایی سرو میکردی،ما توی سلف دانشگاه درحالی که هنوز بوی گندِ همون جنازه ی مذکور توی دماغمون مونده بود،عدس پلویی رو میخوردیم که به سختی میشد بینِ دونه های قهوه ایه روی برنجش عدس رو از کافور تشخیص داد!
    غروب که شما تایمِ جکوزی واستخر داشتی با رفقا،ما خسته میرسیدیم خونه و به این فکر میکردیم که بعد از این همه جنازه بازی باید غسل میّت کنیم بعد بریم سراغِ کتابای قطورمون یا نه؟!
    اون موقع که شما اسمِ یار خالکوبی میکردی روی مچ دستت،ما اسمِ خودمون یادمون رفت تا اسم و مکانیسمِ اثرِ چندهزار دارو رو یاد بگیریم.
    اون موقع که شما داشتی برنامه ی مسافرت عیدتو اوکی میکردی،ما فقط بینِ اینکه سال تحویل کنارخانواده باشیم؟یا سیزده بدر؟!حق انتخاب داشتیم..
    چه روزا و شبایی که ۷۲ساعت پلک روی هم نذاشتیم،شب تا صبح۷۰۰صفحه کتاب تخصصی رو خوندیم برای امتحانِ فردا،بجای خون توی رگامون،چای و قهوه جریان داشت که بتونیم بیدار بمونیم..
    هر کتاب و درسی فقط به یک بار خوندن و امتحان دادن ختم نمیشه،آزمون علوم پایه،آزمون پره انترنی ودستیاری هرکدومشون یه پا کنکورن..که استرسشون از خوده کنکور بیشتره!
    توی اوج جوونی هرروز شماره ی عینکمون بالا رفت و تفریحاتِ زندگیمون پایین!
    اینا اتفاقاتِ روتین و طبیعی توی۷سال زندگیِ یه دانشجوی پزشکیِ..نمیگم خوشبحالت که قبول نشدی…چون ما سخت ترین شرایط رو تحمل میکنیم فقط به عشقِ دیدنِ؛
    اشکِ شوقِ یه مادر از زندگی دوباره ی بچه ش
    لذتِ دوباره ایستادنِ یه پدر
    شنیدنِ اولین گریه ی یه نوزاد
    دوباره گرم شدنِ دستای یه مادر!
    فقط بدونید که ما خدا نیستیم..
    دمِ عیسی ایی ام نداریم..
    ما مقصرِ پزشکی قبول نشدنتون نیستیم که اینجوری باهامون رفتار میکنید.
    مام مثل شما انسانیم با این تفاوت که تو اوج جوونی وقتی هم سن و سالهامون دنبال خوشگذرونی بودن ما سختی کشیدیم،کمتر خوابیدیم و حالا بعد از حداقل ۷سال درس خوندن و سختی کشیدن(میگم حداقل یعنی یه پزشک عمومی)درآمدمون هرچقدر که هست نتیجه ی “زحمتیِ”که کشیدیم…نه دزدی کردیم نه کلاه برداری،نه اختلاسِ میلیاردی..
    ما فقط توی اوجِ جوونی” #زحمت_ کشیدیم “!
    این جمله رو هروقت توی مطبمون نشستی و مشغولِ حساب و کتابِ درآمدمون شدی با خودت تکرار کن!
    #الناز_شهرکی
    🌹🌹روز پزشک مبارک🌹🌹

    ۰
    • محمدجواد یعقوبی
      محمدجواد یعقوبی

      کیمیا؛
      از متن پیامی که برام فرستادی متشکرم. قشنگ بود و من رو به فکر فرو برد.
      این رو میخواستم بگم بعنوان یک دانشجوی پزشکی و کسی که این مسیر رو انتخاب کرده، نباید سر بقیه بخاطر سختی ها منت بذاریم. انتخاب خودمون بوده و هر انتخابی هزینه هایی داره. من این هزینه هارو پذیرفتم و حس میکنم به خودم بدهکارم نه بقیه. حتی اگه توهین هم بشنوم، اول از همه میگم به خودم بدهکارم نه کسی دیگه. این رو هم گفتم من در تکمیل پیام زیبات بنویسم.
      برقرار باشی و شادمان!

      ۰
  3. Avatar

    خانم دکتر!
    آقاى دکتر!
    نمیدانم الان کجایى!
    شاید توى اتاق CPR اورژانس هستى و در حال احیاء.شاید اتاق عمل باشى و ساعتها است که یه لنگه پا ایستادى.یا در NICU دارى نوزاد پره مچورى را انتوبه میکنى.احتمالا اتاق لیبرى و ثانیه اى فرصت ندارى تا سرت را بخارانى.
    شاید توى بخش دلواپس مریض DKA اى هستى که تازه بسترى شده است.
    شاید دارى Order بیمار CVA اى را مینویسى.شاید خیره شده اى به آن پلاک هاى سفید توى کلیشه MRI دخترى جوان.شاید پشت میکروسکوپ بدنبال رد پایى از سلولى خوش خیم هستى تا مژدگانى ببرى براى خانواده اى دل نگران.
    یا انترن اى و فیکس بالاى سر مریض ترومایى Unstable یا در حال شمارش قطره هاى اینداکشن.احتمالا ضریب کا یا پزشک طرحى باشى که فرسنگ ها دور از شهر و دیار خودت مرهم میگذارى روى دردهاى مردمان این سرزمین.یا شاید توى کتابخانه بیمارستان پشت آن نیمکت هاى رنگ و رو رفته دارى مدام و پى در پى خط میکشى روى نوشته هاى “نکات برتر” و “گایدلاین”.
    یا اصلا شاید پُست کشیکى و ولو روى کاناپه خانه یا تخت خوابگاه و هنوز گیج و منگ شیفت دیشب.یا شاید بعد از مدتها فرصتى گیرت آمده تا با رفیقى،دوستى،عزیزى،معشوقى،بابا و مامانى،برادر و خواهرى،بزنى بیرون و یک بستنى بخورى،چلوکباب بزنى توى رگ،بروى سینما.یا شاید دوست دارى تنها و دور از هیاهو کتابى را بخوانى که دلت لک زده بود براى خواندنش.
    خانم دکتر!
    آقاى دکتر!
    نمیدانم کجایى!
    اما خوب میدانم که خیلى وقتها خسته میشوى نه از ساعتها کشیک و شیفت بلکه از قیل و قال هاى هر کس و ناکس.گاهى وقتها دلت میشکند از هاى و هوى این و آن.اما دلت قرص باشد به نجواهاى زیر لب مادرى مضطرب آنطرف شیشه ICU.خیالت تخت باشد به تپش هاى لرزان قلب پدرى پر آشوب پشت در اتاق عمل.کیفت کوک باشد به قهقهه هاى طفلى لاغر و نحیف توى اتاق بازى بخش خون.حالت خوب باشد به ضمانت همه آن “الهى خیر ببینى” هاى از ته دل.
    خانم دکتر!
    آقاى دکتر!
    روزت مبارک…

    روز پزشک بر دستان شفا بخش مبارک باد🌹💙

    محمدجواد جان ، پزشک مهربون و با وجدانِ آینده ، روزت مبارک باشه. “الهی خیر ببینی” 🙂

    ۰
    • محمدجواد یعقوبی
      محمدجواد یعقوبی

      لعیا؛
      از لطفت ممنونم ! پیام زیبایی بود!
      امیدوارم در مسیر تحصیل، همیشه ثابت قدم باشیم همگی. هر رشته ای که میخواد باشه.
      همیشه سالم و سلامت باشی

      ۰
  4. Avatar

    روزتون مبارک😍😍😍
    براتون بهترین هارو از خدا میخوام💌💌💌

    ۰

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *