خانه / در مسیر یادگیری / چرا به روتینِ‌ روزانه نیاز داریم؟ – ۵ روتین‌ِ روزانه‌ی من

چرا به روتینِ‌ روزانه نیاز داریم؟ – ۵ روتین‌ِ روزانه‌ی من

برای اینکه صبح زودتر پا شوی و آبی سرد به سر و رویت بزنی و چشم‌ها را گشاده‌تر از پیش به کارهایت بند کنی و برنامه‌هایت را ولو اندک‌مقداری به پیش ببری، باید که از منطقی بودن فاصله گرفت.

هر چه می‌گذرد، سخن‌های جاناتان هاید را بیشتر و بهتر و عمیق‌تر درک می‌کنم. او یک روانشناس اجتماعی است که درمورد اخلاقیات و تقابل غریزه و منطق در انسان زیاد تحقیق کرده. درمورد انسان و رفتارهای اخلاقی‌اش، قلم‌ها فرسوده. خودش را خسته و مانده کرده در این حیطه و جزو ریش‌سفید‌های این حوزه‌ است.

جاناتان هاید بر این عقیده است که ما ۸۰ درصد شامپانزه‌ هستیم و ۲۰ درصدی‌ هم زنبور، محض خالی نبودن عریضه!

زنبورها بخاطر دهلیزهای منطق و دودوتا چارتاهایی‌ست که در مغزند.

شامپانزه هم نوعی تشبیه است که البته جای سوتفاهم بسیار دارد. از آن استعاره‌هاییست که اگر به کسی بگویی انگار بهش توهین کرده‌ای با چند جفت کفش دنبالت می‌افتد! اما نه جای توهین است و نه جای شوخی! مسئله اینجاست که خسته‌تر و ناتوان‌تر از آنیم که عمری بصورت منطقی و فلسفی‌طور با اهداف و نقاط ضعف خود بجنگیم؛ آخرش هم افسارش را به دست بگیریم و این زندگی را بکشیم به زیر ران و سواری بگیریم! نه! واقعیتِ امر تاریک‌تر است.

بنظر من که نه، بنظر خیلی از تحقیقات میدانی که انجام شده ( و البته نتیجه‌شان را نمی‌شود از جنس fact دانست) ، انسان تحت چیزی فراتر از منطق است.

به‌گمانمان می‌توانیم آزادانه تصمیم بگیریم و فکر کنیم، حال اینکه خیلی عوامل دیگر بر این تصمیم‌گیری دخیلند و بقول میثم مدنی در پادکست رادیوکارنکن، عقل و منطق کامنتی کم‌رنگ، تهِ همه‌ی این خاله‌زنک بازی‌های ذهن‌مان برای تصمیم گرفتن می‌گذارد. همه‌ی‌ کار را پیش از گرفتن یک تصمیم،‌ آن قسمت احساسی و غریزه‌محور ما گرفته که تا حدودی تحت تأثیر گذشته‌است و خاطرات گذشته و الگوهایش.‌ باهمان نیم‌وجب اطلاعاتش که درونی شده اند، برای آیندگانِ ما خط و نشان می‌کشد. خیلی هنر کنیم بین گزینه‌هایی که این ذهن احساسی به‌مان می‌دهد، یکی شسته‌رفته‌ترش را انخاب کنیم. وگرنه همه‌اش این احساس و غریزه است که حکم می‌راند بر این جسم حاکی…

داشتم می‌گفتم که به این سادگی‌ها نمی‌شود زندگی را به بند کشید و باهاش مهربان‌تر شد و برای آینده‌ها برنامه ریخت. گاو نر می‌خواهد و مرد کهن که متاسفانه یا خوشبختانه، من هیچکدام از این‌ها نبودم و نیستم. ما خیلی هنر کنیم،‌ برای دست زدن به تغییری که در رؤیاهایمان بافته‌ایم، رفتارهایی کوچک و کارهایی به ظاهر ساده را انجام دهیم که در بلندمدت اثرات روی هم جمع‌شنونده‌اش دست به دست هم دهند و نتیجه‌ای چشمم‌گیر رقم بزنند.

خیلی هنر کنیم، هر روز صبح، ۵ دقیقه‌ای زودتر پا شویم و هر شب ۵ دقیقه‌ای زودتر بخوابیم تا سیکل خواب‌مان را منظم‌تر کنیم. نمی‌شود که ادعا کرد تابحال عمری با “جغد شب بودن” به سر کرده‌ایم و یک‌شبه می‌توان زودتر خوابید و صبح، سحرخیز پاشد.

خیلی هنر کنیم در این بحبوحه، بتوانیم آرام، آرام با قدم‌هایی که برای خودمان نامحسوس است ولی در جهانِ واقعیت، تأثیرگذار، آن برنامه‌ها و الگوهای ذهن احساسی را بیشتر از پیش اصلاح کنیم و به کمک ذهن عقلانی‌مان مسیر را برای بهانه‌جویی‌های ذهن احساسی ببندیم.

باید که عقل و منطق را در خدمت احساسات در آوریم نه اینکه احساس را برده‌ی منطق کنیم.

آن ذهن احساسی که من می‌شناسم، برای اینکه حرف خودش را به کرسی بنشاند، هر بهانه‌ی نرم و درشتی را می‌تراشد و فرمش می‌دهد و ذهن عقلانی هم باورش می‌شود!

باید که در انجام این کارهای ساده، خیلی دقیق و با جزئیات برنامه‌ریزی کرد و مجال هیچ‌گونه ابهامی برای ذهن احساسی نگذاشت. اگر می‌خواهی فقط نیم‌ساعتی کلمه‌ی زبان بخوانی،‌ گفتن اینکه نیم‌ساعتی کلمه خواهم خواند دردی را دوا نمی‌کند. بهترش این است که در نیم‌ساعت قصد دارم ۲۰ کلمه‌ی زبان بخوانم! تا دیگر راه بر بهانه‌جویی‌هایش و از زیر کار در رفتن‌هایش باقی نگذاریم. این گونه است که می‌شود مسیر را برای پرچانه‌ترین و پرحرف‌ترین عضومان شکل دهیم و با ذهن عقلانی، مدیریتش کنیم. اینگونه هم ذهن ذهن احساسی را شیرین کرده‌ایم و هم ذهن عقلانی مسیر درست‌حسابی را ترتیب داده! این‌طور رابطه‌ی مسالمت‌آمیزی بین این دو جالب نیست؟

حالا اینا چه ربطی داشتن به روتین و این حرفا؟

خیلی‌ها سعی کرده‌اند که همه‌ی اعمال بشریت را با خلاصه‌کردن‌شان به فرمان‌های امر و نهی‌طور، اصلاح کنند و تغییرشان دهند. ولی با گذشت زمان که آب‌ از آسیاب‌های دم کوچه افتاد، دوباره مردم زدند زیر همه چی و همه چیز شد عین روز اولش. کسی که بتواند اول از همه، زیرکانه با مهارت زندگی‌اش را سامان دهد و عقلش را در مسیر سامان دادن بهتر به تمایلات و خواسته‌ها و محیط ذهن احساسی به خدمت بگیرد، می‌تواند به آینده‌ای روشن‌تر امیدوار باشد. آینده‌ای که حداقلش اپسیلونی متفاوت‌تر از امروز هستی و …

باید دانست که روتین‌های روزانه، همیشه‌ی خدا برایم کار را ساده‌تر می‌کنند و پیشرفت و مشاهده‌ی نتیجه‌ای بهتر را در آینده‌ای نزدیک یا دور هموارتر می‌کنند.

روتین‌های روزانه، کارهایی کوچک، ساده، با در نظر گرفتن تایمی خاص از روز با کرونومتر، و با حالت مکتوب از دیشب‌اش و چه بسا از هفته‌های پیشین! همان میکرواکشن‌های معروف سایت متمم!

+پیشنهاد مطالعه:[متمم، دایه‌ای مهربان‌تر از مادر – لذت هم‌نشینی با سایت متمم]

این است که به کارهایت رنگِ‌هدفمندی بیشتری می‌بخشد و آنان را منظم‌تر و با اصطکاک کمتری برای عمل کردن فراهم می‌کند. اینجاست که اثر ذهن عقلانی کامل شده و به خدمت ذهن احساسی درآمده. با شکل دادن محیط، با آسان‌تر کردن برداشتن قدم اول، با کاهش اصطکاک شروع کار از راه نوشتن برنامه‌ی روزانه ، همه و همه مجالِ ابهام را بر انجام کاری می‌بندد. مجبور می‌کند ذهن احساسی‌ات را که سرش را بندازد پایین و راه درست را برود. هیچوقت هم جاده خاکی نزند و عجالتاً همین راه آسفالته را بچسبد!

روتین‌های روزانه‌ی من، همان‌هایی هستند که بیش از پیش مرا در راه رسیدن به اهدافم همراهی می‌کنند. نه چندان کارهایی سخت و طاقت‌فرسا و عجیب؛ بلکه با طعم سادگی و وابسته به طی طریقت زمان! تا زمان مشخصی و طولانی‌تری سپری نشود،‌ روتین‌ها هم دل‌ودماغ نتیجه دادن ندارند. انگار صاحب‌شان باید که در هاون صبر و تحمل کوفته شود و با سخت‌کوشی در انجام دادن منظم و روزانه‌شان، فرم ذهنی بهتری بگیرد. آب‌دیده‌تر شود! بسوزد در تنور گرم کارها و پخته‌تر شود با انجام چند باره‌ی این روتین‌ها.

برویم سر وقت روتین‌هایی که دارم

این روتین‌ها، متناسب با هدف هر کسی، متفاوت است!

۱

فعلا در این روزها،‌مطالعه‌ی روزانه نیم‌ساعت تا ۴۵ دقیقه، متمم را در برنامه‌هایم دارم. البته اگر که دست روزگار هم سازش داشته باشد وهی سنگ و چوب نیندازد وسط چرخ روزانه‌مان.

۲

حدود نیم ساعت تا ۴۵ دقیقه‌ای هم به کتاب‌خوانی میگذرد. روزهای زوج هفته را به کتاب‌های داستانی و روزهای فرد را به کتابی غیرداستانی می‌گذرانم. و در جواب خیلی‌ها؛ برای من جلو بردن همزمان دو کتاب که یکی داستانی و دیگری غیرداستانی‌ست، سختی چندانی ندارد و گیچ‌کننده نیست! همین کمکم می‌کند تعادلی بین کتاب‌های داستانی و غیرداستانی برقرار کنم. هر کدام‌شان گوهری‌ست که باید از آن‌ها بهره برد.

۳

پس از آن، نیم ساعتی را به موسیقی گوش می‌کنم. اسپاتیفای را باز می‌کنم و آهنگ‌های نوازنده‌های مورد علاقه‌ام را گوش می‌دهم و به بازیگوشی سازهای ویولون و زهی ارکستر یا به اوج و فرود صدایِ سازهایش بیشتر توجه می‌کنم. ولی اکانت پریمیوم اسپاتیفای خیلی پول می‌خورد. ماهانه ۵ دلار ناقابل! البته من که اینقدر پولی را برای خریدنش نداشتم، از سایت‌های دیگر که لوکیشن محل اتصال را تغییر می‌دهند، خریداری کردم و با قیمت خیلی مناسبی درآمد. بهرحال می‌دانم که با این حرف، خیلی‌ها مرا در دوراهی کارهای قانونی یا غیرقانونی، اخلاقی غیراخلاقی قرار خواهند داد و من می‌شوم آدم بده! اما بدانید که انصافا دلار ۲۱ هزارتومان هم در هیچ کجای این جهان انصاف نیست و اگر اخلاقی هم نقض شده، اول از همه در قبال قیمت‌های ایران بوده! فلذا من هم که دزدی نکردم! تنها از لوکیشن یک کشور دیگر و با پرداخت اشتراک از سروری خارجی وصل شده‌ام. حالا محل اتصال ما باشد ایران یا ترکیه! چه دخلی به سود و زیان شرعی و اخلاقی‌اش دارد؟!

حالا که بحث از اسپاتیفای و موسیقی گوش دادن شد، این نیم ساعت بین گوش دادن از اسپاتیفای و خواندن کتاب درک و دریافت موسیقی عوض‌بدل می‌شود. چرا که هر دوی این‌ها در راستای هم هستند و گوش دادن درستِ موسیقی را از این کتاب فرا می‌گیرم.

در حاشیه‌ هم بگویم که بزودی نقشه‌راهی برای حرف زدن بیشتر از چیزهایی که فهمیده‌ام و لذت می‌برم از دنیای موسیقی، مهیا می‌کنم.
این وبلاگ رنگ و بوی موسیقی بگیرد لذت‌بخش‌تر است!

۴

شاید هم ۱۵ دقیقه‌ای را شعر سایه بخوانم وبا تعبیراتش اندکی دل را پرواز دهم. شعر حالا چه سایه، چه شاملو، چه سایرین؛ بنظر من خواندن روزی حداقل یک بیت نو یا کهنه مثل مولوی و غیرمعاصرین، روحیه را در درازمدت لطیف‌تر و مهربان‌تر خواهد کرد. هنر را دستکم‌ گرفته‌اید؟!

+بدنیست ببینید:[نگاهی به کتاب هنر همچون درمان]

۵

پس از این‌ها، می‌رسیم به درس‌های تخصصی دانشگاه که معمولا سعی می‌کنم روزی ۲ ساعت تا ۳ ساعتی را بهش اختصاص دهم. تمایلی به شب امتحان خوانی ندارم چرا که یادگیری‌اش برایم منفی است و در طول ترم، مطالعاتم را پیش می‌برم و خلاصه‌نویسی می‌کنم. پس بدین‌سان، شب امتحان راحت ترم و روال کارها بهم نمی‌خورد. البته برخی‌ از بچه‌ها هم به “سندروم شب‌امتحان‌خوانی” دچار هستند و این‌ها نابغه‌هایی خفته‌‌اند که در هر کلاسی پیدا می‌شوند و در عرض ۲۴ ساعتی، کار یک ترم کلاس رفتن را هم‌می‌آورند. من اینطور هنری نداشته و ندارم! ترجیح‌ام بر آهسته خوانی از طریق روتین‌ها و کارهای مداومی است که روزانه انجام می دهم.

شاید برای‌تان جالب باشد که خواندن درس‌های دانشگاه را در زمره‌ی روتین‌های روزانه‌ام آوردم و علاقه‌ای به حجم‌خوانی و سرضرب خواندن ندارم! بطور کلی،‌استمرار و آهسته پیش رفتن،‌راز و رمز فراموش‌شده‌ی یادگیری در خیلی از ماست.

می‌توان که به همه این کارها رنگ و لعابِ تنوع بخشید. تا کار تکراری نشود و تنوع، انگیزه‌ی کافی برای ادامه‌دار بودنش را به شما بدهد. برای این هم باید چاره‌ای اندیشید و نوشته‌ای مجزا می‌طلبد. تا همینقدر کفایت می‌کند شرح این حکایت‌ها…

شما هم اگر روتین روزمره‌ای دارید که انجام می‌دهید، و از آن راضی هستید و به زندگی‌‌تان رنگ پاشیده، همین جا بنویسید.
همین “از هم یادگرفتن” ارزشمند است.

درباره‌ی محمدجواد یعقوبی

یک دانشجوی پزشکی که از میان کلمات دنبال ساختن دنیای خودشه. علاقه‌مند به چایی گرم با نبات، کتاب، شعر و موسیقی.

همچنین ببینید

fomo

فومو – ترس از دست دادن فرصت‌ها در زندگی

صحبت کردن از فومو، برایم جذاب است مثل خوردن چای گرم با نبات! با همه‌گیر …

۶ نظر

  1. #کیمیا_دختری_پشت_سد_کنکور🍟🍕🌭

    من از صب تا شبم درسه.البته اینم بگم ک اگ گذری جلو تلوزیون وایسم یهو اهل بیت صداشون در میاد ک مگ تو کنکور نداری.حتی ظهرام نمیتونم درست حسابی استراحت کنم.عذاب وجدان میگیرم.فقط صب ی صبونه.ک از شیش تا هفت میخورم.برخلاف وزنم ک ۵۰کیلوعه و از بندگان محبوب خدام ک هرچی میخورن چاق نمیشن🙊🙉🙈.⁦(انگل ندارما مدلمه)⁩ بعد درسسسسسسسس تا ۲:۱۵.بعد نماز بعد نهار.بعد ی رب مسواک بعد درسسسس تا موقع نماز مغرب و عشا.بعد شام.بعد درسسس ۱۲:۳۰خواب.ک تا ۱تو فکر اینده ام و ۶بیدار میشم دوباره همون.کار سه سالمه.سال اول ب طور حرفه ای نقاشی وطراحی انجام میدادم(ای ام نقاشش ی چیزی تو مایه های پیکاسو😌)بعد حس کردم لطمه میزنه.کلااا کنار گذاشتم.اهان گاهیم بیرون میرم برای رانندگی.همین.چ زندگی داغونی دارم😣این ی گزارشی بود از زندگی من
    زیادی حرف زدم.بعد مدت ها اومدم وبتو نگا کنم دیدم کلی پست گذاشتیی.بعد کنکور میخونمشون.مرسی بابت نوشته هات.🌼🌈🌺

    • محمدجواد یعقوبی

      کیمیا؛
      برای هر مقطعی از زندگی، قرار نیست روتین‌های یکسان داشته باشیم.
      حتی رنگ و بوی این روتین‌ها، با گذر سن هم عوض میشن و برای یه بچه‌ی دبستانی، روتینش میشه بازی با PS4 و برای یک کنکوری، ‌روتینش میشه انجام برنامه‌ریزی‌های کنکورش. و برای یک دانشجو که از کنکور رد شده، میشه چیزهای دیگه.
      پس این خودِ روتین‌ها نیستن که کیفیت‌شون رو مشخص میکنن. این اثربخشی اون‌ها در هر مقطع زندگی هستش که بهشون ارزش میده.
      ممنون ازت که اینجا نوشتی. از خوندن همه‌ی این‌ها لذت بردم!

  2. *آن ذهن احساسی که من می‌شناسم، برای اینکه حرف خودش را به کرسی بنشاند، هر بهانه‌ی نرم و درشتی را می‌تراشد و فرمش می‌دهد و ذهن عقلانی هم باورش می‌شود!*
    راستی میشه در مورد ذهنی که اینجا گفتین یکم برام بنویسید دوس دارم بیشتر در مورد ذهن بدونم :)) مسلما کمک کننده هست 🌹 مرسی 🌹
    #موفق و سلامت باشیم ❤🌹

    • محمدجواد یعقوبی

      ثنا؛
      بابت همه وقتی که گذاشتی و روتین‌های روزانه‌ات رو اینجا نوشتی خوشحال شدم. روتین‌های زیبایی داری بخصوص ورزش کردن!
      درمورد ذهن احساسی و عقلانی، جاناتان هاید در کتاب ذهن درستکار و برادران جیپ هیس و دن هیس در کتاب کلید را بزن بهش اشاره کردن. بحثش خیلی مفصله ولی همینقدر بدون ذهن احساسی بیشتر غریزه محوره و ذهن عقلانی هم که مشخصه. تقابل عقل و احساس از مباحث پر گفتگو در طول تاریخ بوده.

  3. سلام آقای یعقوبی عزیز 😁 خوب هستین؟ :))
    مرسی بابت تدارک این پست زیبا ، برام خیلی مفید و جالب بود 👍
    بعضی از روتین های روزانه من : ۱) صبح ها ۱۵دقیقه ورزش همراه موسیقی پرانرژی و شاد
    ۲)عصرها هنگام غروب خورشید نشستن در کنار پنجره همراه نسکافه داغ و موسیقی استاد عزیز آقای لطفی
    ۳)هر شب حداقل یه صفحه و حداکثر ۳ صفحه قرآن میخونم همراه با معنی ؛ با قرائت قرآن آرامش نسیب لحظه هایم میشود ، البته فوکوس اصلی من روی ترجمه قرآن کریم هست این کتاب تنها چیزی هست که واسه شخص من معتبره و به راست بودنش ایمان دارم همچنین تنها وسیله هدایتمون هست و مسلما باید بخونیم و اطاعت کنیم ، تازگیا این روتین زیبا رو شروع کردم و در همین مدت خیلی چیزا یاد گرفتم و منو به تفکر هر چه بیشتر تشویق میکنه و همچنین بعد از خوندنش هر چی که یاد گرفتم رو در یه دفتر مخصوص مینویسم یا آیه ای که خیلی مهمه و به تفکر و فوکوس بیشتری نیاز داره مینویسم امیدوارم بتونم ادامه بدم … به امید پاسخ دادن به سوال هام و یافتن زندگی حقیقی و ساختن محیطی که آرزویش را دارم :))
    بعد کنکور هم انشاالله روتین های شما رو به عادت های روزانم اضافه میکنم … مرسی🌹
    #موفق و سلامت باشیم 🙌❤🌹

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *