خانه / وبلاگ نویسی / تعجب‌گذاری‌های بی‌مورد

تعجب‌گذاری‌های بی‌مورد

به لطف فضای وبلاگ و وبلاگ‌نویسی، هر روزه با افرادی ارتباط می‌گیرم که در این مسیر نکته سنجی‌ها و ظرافت دیدشان آنقدری وسیع است که همواره کمکت می‌کند و می‌شود چراغ راه تو.

چندی پیش بود که یکی از دوستان وبلاگی‌ام (بهنام فلاح) ایمیلی برایم فرستاد تحت عنوان ((یک پیشنهاد نگارشی)).

عنوان ایمیل توجه‌ا‌م را به خود جلب کرد چرا که چندین بار با چالش ((به کاربری علایم نگارشی)) روبرو بودم.

بارها شده به این دوراهی‌ها در کابردشان برمی‌خورم و نمی‌دانم کدام‌ یک را استفاده کنم. دو راهی‌هایی بین کاربرد ویرگول، یا نقطه‌ویرگول، یا بین گیومه و کروشه و پرانتز، یا تعداد و جای درست به کار بردن علامت تعجب!

باری. آن ایمیل، حاوی پیشنهادی از روزنوشته‌های محمدرضا شعبانعلی بود که بهنام آن را برایم لینک کرده بود. لینکش می‌کنم تا دسترسی آسان‌تر شود. خواندنش هم خالی از لطف نیست. مثل سایر نوشته‌های آقا معلم، تأمل‌برانگیز است و ارزشمند. (+)

چیزی که مشخص است، فعلِ نوشتن، ساز و کارهای خاص خودش را دارد و نمی‌شود بی‌توجه بود به این ساز و کارها. وقتی در یک ساختار و سیستم حرکت می‌کنی، ناچاراً باید قوانین حاکم بر آن سیستم را نیز بپذیری و در انجام دادن‌شان تلاش کنی.

نمی‌شود چند کلمه را صرفاً ریخت روی کاغذ و چند جمله بسازی و راحت را بکشی بروی.

همین مسئله عزمم را جزم‌تر کرد که به کاربردهای صحیح و بجای علایم نگارشی حساس‌تر شوم.

برای نوشتن، گاهی می‌شود نشانه‌های نگارشی کاربردی گنگ و نامفهوم برایم داشته و دارند. گاهی نمی‌دانم باید اینجای متن را به گذاشتن علامت تعجب بگذرانم یا با یک نقطه، کار را تمام کنم. یا مثلا به کار بردن سه‌نقطه (…) در نوشته‌هایم، گاهی ذهنم را به خود مشغول می‌کند.

اندک دانشی هم که از به کار بردن علایم نگارشی دارم، محدود به دوران دبیرستان و درس‌های زبان فارسی بود که می‌خواندیم و قسممتی از آن درس‌ها، به کاربرد این علایم می‌گذشت و حرف‌های دبیرانم که از این کاربردها می‌گفتند. همینقدر در یادم ماند و تذکر بهنام، من را بر آن داشت که تکه‌علایم نگارشی جورواجور را واکاوی کنم و حساس‌تر باشم در کاربردشان.

کتاب راهنمای نگارش و ویرایش اثر دکتر محمدجعفر یاحقی و دکتر محمدمهدی ناصح را که در قفسه‌های کتاب‌خانه خوابیده بود برداشتم و از قسمت قواعد نقطه‌گذاری، عنوان علامت تعجب را پیدا کردم. این کتاب در چاپ یازدهم (سال۱۳۷۲) به همت مؤسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوی منتشر شده است.

این علامت تنها نشانه‌ی تعجب نیست، بلکه در پایان جمله‌هایی به کار می‌رود که مبین یکی از حالات شدید نفسانی وعاطفی است، ‌از قبیل: تعجب، تأکید، تحسین، تحقیر، تنفر،‌ترحم، استهزا، شک و تردید، امر و نهی، ‌تهدید،‌ حسرت ،‌ آرزو، درد و الم،‌ دعا، ‌ندا و…

راهنمای نگارش و ویرایش

حرف آقا معلم (به لینکی که به مطلب روزنوشته‌اش دادم مراجعه کنید) برایم مصداق داشته. هم برای خودم هم برای بقیه. که برای نشان دادن اندیشیدن و ادعای فهمیدن هم گاهی شده علامت تعجب استفاده کرده‌ام. بازار این علامت‌ تعجب‌ها هم در شبکه‌های اجتماعی اینستاگرام داغ است و هر روز، تنورش داغ‌تر می‌شود.

در این میان، نگاهی هم به صفحه‌ای از رمان کلیدر اثر محمود دولت‌آبادی داشتم و به کاربرد علامت تعجب در آن دقت کردم.

کلیدر

اینجای کتاب که عکس گرفته‌ام، فضای داستان احساسی‌ست و می‌توان گفت هر جمله‌اش بقول کتاب دکتر یاحقی ((حالاات شیدی نفسانی و وعاطفی است)). و طبیعی هم هست که زیاد استفاده شود.

اما سایر جاها، و صرفاً برای دست‌گرمی استفاده کردن از علامت‌های تعجب، کاری خارج از اصول استاندارد نوشتن است.

معلوم‌الحال‌تر از همه‌ی این‌ها، قطار کردن چندین علامت تعجب پشت سر هم در یک جمله‌ است! (همین‌جا هم گویا تمِ فکری جمله‌ام حالت استهزا داشت و کاربرد علامت تعجب، بنا به گفته‌ی دکتر یاحقی، ظاهراً پسندیده است) چیزی که در مطلبی که به آن لینک داده شد هم نقل شده بود.

در پایان اگر به کاربرد علامت‌های نگارشی در جمله‌ها دقت کنیم، درک و مفهوم همه چیز ساده‌تر و بهتر خواهد شد. دکتر یاحقی تعریف قواعد نقطه‌گذاری را اینجور بیان می‌کند:

مقصود از ((نقطه گذاری)) (سجاوندی)، به کار بردن علامت‌ها و نشانه‌هایی است که خواندن و در نتیجه فهم درست مطالب را آسان و به رفع چاره‌ای از ابهام‌ها -ازجمله ابهام‌هایی که ناشی از عدم انعکاس عناصر گفتاری در نوشته‌ است- کمک می‌کند.

درباره‌ی محمدجواد یعقوبی

یک دانشجوی پزشکی که از میان کلمات دنبال ساختن دنیای خودشه. علاقه‌مند به چایی گرم با نبات، کتاب، شعر و موسیقی.

همچنین ببینید

وبلاگ نویسی

وبلاگ نویسی نمی‌کردم اگر…

۱ وبلاگ نویسی نمی‌کردم اگر تنها به زود گذشتن امروز و رسیدن هر چه زودترِ …

۲ نظر

  1. سلام آقای دکتر وقت شما بخیر
    میدونم سرتون شلوغه و کامنت من با پست شما کاملن بی ربطه ولی این موضوع خیلی مهمه اگه حتی کوچک ترین اطلاعاتی دارید بهم بگید یا اگه کسیو در حوزه چشم پزشکی و نابینایی میشناسید بهم معرفی کنید خواهشا :)) کلی براتون دعا می کنم واقعن مهمه

    آیا نابینایی از جهان ریشه کن شده یعنی همه نوع نابینایی رو میشه درمان کرد ؟؟ اگه جوابتون منفیه میدونید کدوم نوع هاش نمیشه درمان شد و طرف تا اخر عمرش باید نابینا باشه ؟؟ منظورم در جهانه نه فقط ایران
    و آیا بهترین چشم پزشک جهان رو میشناسید ؟ در حوزه نابینایی؟
    و یه سوال دیگه اینکه با وجود درمان نابینایی چرا هنوز بیش از ۱۵۰ هزار نابینا فقط در ایران هست؟؟ واقعن دلیلش چیه ؟
    هر اطلاعاتی در مورد نابینایی دارید بهم بگید یا اگه استادی یا کسیو میشناسید که میتونه بهم کمک کنه خواهشا معرفی کند
    پیشاپیش از پاسخ گوییتون متشکرم . اجرتون با خداوند رزاق

    • محمدجواد یعقوبی

      نابینایی به دلیل مشکلات وراثتی و اکتسابی میتونه رخ بده و من هم تا به اینجای تحصیل، چندان آشنایی ندارم با چند و چون این مسئله.
      منتهی ایمیلی بدید بهم تا چشم پزشک مناسبی رو در حوزه دلخواه شما معرفی کنم.
      m.yaghoby@ymail.com

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *