خانه / در مسیر یادگیری / بانک محتوایی آنلاین
spotify

بانک محتوایی آنلاین

یک وقت‌هایی بود که دوست داشتیم جمع کنیم و جمع کنیم و جمع کنیم. ماحصل این جمع کردن‌ها، میشد تلنبار شدن کوله‌باری از خرت و پرت که نه دلمان با نگه داشتنش صاف می‌شد نه با بیرون ریختن‌اش. بلکه جا را برای سایر چیزها سبک کنی. در درایو فیلم‌هایم حتی همین الان قریب به ۵۰ فیلم دیده شده و نابکار دارم که می‌دانم عمراً سمتش نخواهم رفت ولی نمی‌توانم پاکش کنم. نمی‌دانم چرا! حال که این ۵۰ فیلم آنقدری نیست که بابتش نگران شد و ادعای زیادی بودنش کرد! چرا که هاردهای ترابایتی دیده‌ام که سرشار از فیلم هستند. فیلم‌بین‌ها حساب‌شان جداست…

مثل اینکه آدمیزاد کلا طمع‌کار است و می‌خواهد بیشتر و بیشتر داشته باشد. شاید هم این خصیصه سوغات تکامل نسل‌های هزاران سال پیش از ما بوده و می‌طلبد هی برای فزونی و برتری بی‌نهایت، چشم بیندازیم! مکتب غارنشینی ایجاب می‌کرده این جمع کردن‌ها و ذخیره کردن‌ها را.

علی‌ای‌حال، این روزها نه غار نشینیم نه باید برای رسیدن به غذا‌های روزمره‌مان گاومیش و فیل و آهو شکار کنیم. هیچکدام. این روزها سبک زندگی‌ هم تغییر کرده و رنگ و بویش عوض شده. لعاب قدیمی پوست انداخته و چند سالی‌ست که پوست انداختنش تسریع شده. خیال کم‌تر کردن سرعت پیشرفت و دگرگونی هم ندارد. دارد می‌تازد مثل اسب و قله‌های نوآوری و آسایش و راحتی را فتح می‌کند. انگار گرایش فراوانی به گرفتن حداکثر بازده از کمترین زمان و با کمترین ابزار بیداد می‌کند.

این روز و این روزگار ماست… با همه‌ی تغییرات ریز و درشتی که ازش می‌بینیم.

زمانی بود که آذوقه‌ها را از ترس جان باید جمع و الک می‌کردند و توشه‌ی سالیان را می‌اندوختند به همان رزقِ اول سال. کسی جمع نمی‌کرد اشهدش را می‌‌خواند و امیدی به گذران این سال نداشت. باید انبارش را می‌اندود از شیر مرغ تا جان آدمیزاد. این روزها، نه! چیز دیگری می‌‌بینیم. منابع برای استفاده همواره خودنمایی می‌کنند. همه چیز بهینه‌تر شده. چادر زدن کنار خیابان‌های ناآشنا و سریش شدن به مردم برای پرسیدن از جا و مکان، جای خودش را داده به سیستم‌‌های اینترنت و مسیریابی آنلاین. هلک‌هلک رفتن‌ها از اینور دنیا به آن طرف و طی کردنِ فاصله‌های درشت بین شهرها، جایش را داده به اوقات اندکی که با هواپیما و ماشین سپری می‌شوند. کبوترهای نامه‌رسان هم جایشان را داده‌اند به ایمیل و تلگرام و اینستاگرام و شبکه‌های اجتماعیِ داغی که بزودی انواع تازه‌ترشان رو می‌کنند به جامعه‌ی بشری.

یکی از نوآوری‌های این روزها، داشتن منابع آنلاینی است که مثل کتاب‌خانه‌های شهرمان هستند. هر چیزی را بخواهی دارند. می‌توانی به دنیایی از اطلاعات تنها با زدن یک کلید دسترسی داشته باشی و رنج و زحمت پیدا کردن سوزنی در انبار کاه، را می‌توان هموار کرد. خیلی وقت‌ها، ما اصرار بر خودکفایی و استقلال و رهایی از بند غیر می‌کنیم و پافشاری بر انبوه کردن انبار اطلاعاتی،‌فایلی، موسیقی، عکسی، و… داریم. من خوشبینانه‌ به این تمایل نگاه می‌کنم. یادگاری از نیاکان. و بگذار باشد. دمش هم گرم. برخی جاها خوب دل می‌دهد به کارهایمان و کار ها را روی غلطک می‌اندازد با همین حس طمعی که به ارمغان می‌آورد. خیلی وقت‌ها طمع کردن در یادگیری چیزهای جدیدتر، طمع برای پیشرفت بیشتر تکنولوژی و حل مسائل و مشکلات جدیدتری، طمع برای بهبود عدالت و پرورش استعدادها نقطه‌های امیدی می‌شود برای این حسِ ارثیِ بشری‌مان. حالیا که داشتن این حس هم مثل هر دارایی دیگری، جنبه می‌خواهد و جنمی برای استفاده‌ی درست.

خوب است از این به بعد،‌ نیم‌نگاهی به اپلیکیشن‌های آنلاین داشته باشیم که سودای رسیدن ساده‌تر و به‌صرفه‌تر را برایمان ازهر وقت دیگری هموارتر کرده‌اند.

اسپاتیفای،‌از آن نرم‌افزارهای جامع موسیقیایی‌ست که هر ترانه‌سرا و موسیقی را که بخواهی، از شیر مرغ تا جان آدمیزاد داخلش پیا می‌کنی.

به‌شخصه برای پیگیری هر چه بیشتر موسیقی‌های دلخواهم از باخ و موتسارت و بتهوون و شوپن، و سایر آهنگ‌سازان ایرانی مثل محمدرضا شجریان و پسرش همایون، احمد میرمعصومی، علیرضا قربانی، ازش استفاده می‌کنم. پا را فراتر بگذارم و به آرشیو کامل موسیقیاییِ این نرم‌‌افزار در فراهم کردن موسیقی متن فلم‌های سینمایی مختلف اشاره کنم. ان لذت را همین ایام اخیر درک کرده‌ام. همین لذت شنیدن، شنیدنِ موسیقیِ متنِ فیلمی که می‌بینم. برایم لذت‌بخش است که پیشا دیدن یا پسا دیدنِ فیلمی،‌ موسیقی فیلمش را هم گوش کنم و برای شنیدن‌اش وقتی بگذارم. با یک سرچ ساده در آیکون اسپاتیفای، می‌توانید به موسیقی‌‌های متن فیلم‌های مختلف دسترسی داشته باشید.

اسپاتیفای البته در صورت استفاده‌ی رایگان، محدودیت دارد. و ناچاریم برای استفاده‌ی باب دل، اشتراکی تهیه کنیم و دست‌مان را به هوای بیرون کشیدن پول، در جیب کنیم. می‌توان به کمک سایت‌هایی که لوکیشن و سرور اتصال را تغییر می‌دهند، به اکانت ارزان‌تری از این نرم‌افزار رسید. به سایت اسپاتی کت و پریمیو می‌تواند سری بزنید و برای سایر اپلیکیشن‌های خارجی پولی، اکانت تهیه کنید.

Castboxlogo

کست باکس… این هم یک نمونه‌ی دیگر از آپ‌هاست که مجموعه‌ای از پادکست‌های مختلف است. بجای اینکه به سایت‌های مختلف سرک بکشیم و رنج دانلود و مدیریت فضای حافظه را یدک بکشیم، می‌توانیم همه چیز را به این نرم‌افزار بسپاریم. خودش سرعت گوش دادن را افت و خیز می‌دهد. مدیریت دانلود را می‌توان بهتر کرد و جایی برای کامنت‌گذاری و نظرات سایرین فراهم می‌کند. جایی برای شنیدن نظرات دیگران درموردش! در پست زیر، توضیحاتی را پیش از این درموردش داده بودم. سری به آن بزنید،‌ بد نیست.

+پیشنهاد مطالعه:[مفهوم پادکست‌ و اپلیکیشن castbox]

درباره‌ی محمدجواد یعقوبی

یک دانشجوی پزشکی که از میان کلمات دنبال ساختن دنیای خودشه. علاقه‌مند به چایی گرم با نبات، کتاب، شعر و موسیقی.

همچنین ببینید

حال‌وهوای یادگیری من(۲): قطره قطره جمع گردد

قطره ‌قطره نوشتنم، قطره قطره جواب می‌دهد و اندک اندک زمان می‌گذرد که به سرانجام …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *