محمدجواد یعقوبی

نوشته‌ها

باتلاق خبر – به زبان بزرگان

بدون دیدگاه

ساختار اصلی نوشته‌ام در این پست، بیشتر از اینکه جنبه شخصی داشته باشد، بهره برداری از سخنان بزرگان است.

شینده‌اید که می‌گویند چون قافیه تنگ آید شاعر به جفنگ آید؟

نمی‌خواهم اگر قافیه سخنانم به تنگ آمد، رو به جفنگیات آورم و بخواهم برای کلماتم کنتور بیندازم!

هر آنچه از این و آن شنیده‌ام را یک جا جمع می‌کنم بلکه هم برای خودم و هم برای مخاطبم دسترسی به این مطالب در آینده‌ای نزدیک یا دور راحت‌تر باشد!

مارک منسن از نویسندگان خوش‌نام است.
اگر مطالب وبلاگ شخصی‌اش را خوانده باشید، می‌فهمید جزو نویسندگانی است که برای دانش خود ارزش قائل است و هیچ سخنی را از روی احساس نمی‌زند.

خبر mark manson

در ۲۰ ژانویه ۲۰۲۰، مطلبی را تحت عنوان چرایی دوری از رسانه خبری در وبلاگ شخصی‌اش منتشر کرد. اگر به لیست منابع این مطلب مراجعه کنید، متوجه خواهید شد که بیان و تفکر روی این موارد، می‌تواند دری از معلومات را به رویمان بگشاید.

البته این نوشته خارج از سوگیری ذهنی از سمت من نیست. پس نمی‌توان آن را به عنوان امری مطلق در نظر گرفت. ولی بیان آن از دریچه یک عقیده خاص، ارزش فکر کردن را دارد.

با ایجاد رادیو در سال ۱۸۹۵ میلادی، سپس تلویزیون در سال ۱۹۲۵ و اینترنت در سال ۱۹۸۳، دسترسی مردم به انواع اطلاعات به مراتب ساده‌تراز پیش شد.

خبر social network

چیزی که در گذر زمان از اختراع رادیو تا عصر حاضر مشهود است، کاهش عجیب سطح مطالب قوی وآموزنده در برابر مطالب سطحی و بی‌ارزش است.

[مطلب مرتبط : مینیمالیسم دیجیتال – درمورد استفاده از شبکه اجتماعی دیجیتال ]

+بد نیست ببینید:[دهگانه موفقیت(۵): اهمیت تمرکز در این دنیای بی‌نظم]

سوالی که در ابتدای بحث باید به آن فکر کنیم اینست:

از خودتان بپرسید آخرین باری که تحت تاثیر یک خبر از رسانه‌های خبری، تغییر عمیقی در زندگیتان ایجاد شده، کی بوده است؟

یا به جای تغییرعمیق می‌توانیم درین موارد هم بیندیشیم:
راهنمایی برای انتخاب شغل، شیوه درست رفتار‌ها با شریک عاطفی، شیوه درست غذا خوردن، مرتب کردن صحیح عادات و روتین‌های روزمره در زندگی.

بشخصه یادم نمی‌آید یک خبر اینقدر من را متحول کرده باشد.

معمولا پس از شنیدن اخبار ناگوار، هجوم می‌بریم به سمت شبکه‌های اجتماعی و آن‌جا را از حرف‌هایمان بمباران می‌کنیم. ‌

مثلا اکثر ما پس از حادثه اصابت موشک به هواپیمای خودی که اخیرا رخ داد، خیلی متاثر شدیم و سعی کردیم ناراحتیمان را ابراز کنیم.

تصور می‌کنیم با این حرف‌ها می‌توانیم حرکت بزرگی را در جامعه ترتیب دهیم!

اما مسئله اینجاست که اخبار فقط حس نتیجه‌گیری را در ما به وجود می‌آورند ولی در عمل، هیچ نتیجه‌گیری انجام نداده‌ایم.

درمورد احساساتتان پس از گوش کردن اخبار پی در پی در مورد وقایع ۲۴ ساعت گذشته چه نظری دارید؟

یک واقعیت دردناک درمورد صنعت خبری وجود دارد.

اینکه اخبار و رسانه تنها به دبنال القای روش فکری خاصی به مخاطبانش است.
ما را وادار می‌کند در زندگی‌مان نقش درام بازی کنیم.
غم‌هایمان را عمیق‌تر و جدی‌تر جلوه می‌دهد.
ما را از رویارویی با مشکلاتی که حتی برای هزاران نسل پیش از ما هم بوده‌اند ناتوان جلوه می‌دهد!

مشکلاتی که پیشینان ما بدون دسترسی به رسانه‌های گسترده امروزی موفق به حل آن‌ها شدند ولی برای ما مشکلاتی لاینحل جلوه می‌کند.

خبر news

با این مقدمه۴۹۱ واژه‌ای، می‌خواهم به تنها هدف رسانه‌های خبری بپردازم:

تنها هدف رسانه‌های خبری، ایجاد انگیزه‌ای در مخاطب برای دریافت بیشتر اخبار است.

رسانه‌ خبری ولی خوب کارش را بلد است! از طریق ۵ راه ما را تشنه‌تر می‌کنند.

  • چیزهایی را به ما نشان می‌دهند که ما فکر می‌کنیم آن‌ها مهم هستند! ولی هیچ ارزشی به اصل خبری که باید داده شود، ندارند.

مثلا رنگ گردنبند بازیکن یک تیم فوتبال، در حین بازی، اتفاقاتی که مدام وسط فوتبال پوشش داده می‌شود، در صورتی که اگر جنبه هیجان یک فوتبال را در نظر نگیریم، اگر به صرف خبری به آن نگاه کنیم، به چیزی جز نتیجه نهایی بازی نیازی نداریم.

  • جوری وانمود می‌کنند که انگار این حادثه اولین بار است در طول تاریخ اتفاق افتاده.

حادثه آتش‌سوزی ساختمان پلاسکو در تهران اولین باری نبود که در طول تاریخ رخ می‌داد. اما چنان برایمان در یک مقطع بزرگ شد، که از همه تمرکز افتادیم. درحالیکه الان دیگر حرفی از آن نیست و همه چیز فراموش شده!

  • شدت یک اتفاق را بیشتر از چیزی که هست نشان می‌دهند.
  • تاکید زیاد بر جزئیات زندکی انسان‌ها که ربط چندانی به تاثیر مهمشان ندارد.

مثلا زیاد شنیده‌ایم در مورد تعداد حلقه‌های طلا همسر رئیس جمهور آمریکا بنویسند!!

  • هدفشان بیشتر سرگرمی است تا اطلاع رسانی. درحالیکه رسانه خبری اسمش با خودش است. رسانه سرگرمی نیست.

با وجود همه این موارد، خطرهایی که هر یک از این‌ها به سلامتی انسان وارد می‌کنند بسیار مهم‌اند.

  1. با تکرار شنیدن فجایع که اخبار پوشش می‌دهند، احتمال recurring trauma یا عارضه‌های برگشتی افزایش میابد. در این حالت عوارض شبیه سندروم PTSD ( post traumatic stress disorder) افزایش میابد. ذهن تفاوتی بین واقعیت و خیالی بودن موضوع قائل نیست.

PTSD یک حالت روحی پس از حوادثی مانند تصادفات و حوادث ناگواری است که بار احساسی به‌شدت منفی برای فرد ایجاد می‌کند. در این سندروم، افکاری پریشان و اختلالات فکری در مصدومان به وجود می‌آید.

  1. وقتی یک موضوع را بارها و بارها می‌شنویم، آن را در نهایت باور خواهیم کرد. کاری به درست و غلط خبر نداریم. همنیکه بارها آن را از رسانه‌های خبری متفاوت بشنویم و به زبان‌های گوناگون در دنیا تایید بگیرد، ذهن ما ناخودآگاه آن را باور می‌کند.
  2. با شنیدن های مکرر خبرهای ناگوار، توهم توطئه در جود ما پررنگ می‌شود. فکرمان بیشر به سمت بد شدن همه مردم دنیا می‌رود و فکر نمی‌کنم شاید کسی باشد که جانش را برای ارزش‌های اخلاقی واقعی به خطر اندازد و برایش تلاش کند.
  3. پروپاگاندا و تبلیغات، می‌توانند اطلاعات اشتباه به مردم در قالب رسانه‌ خبری تزریق کنند.
  4. استرس افزایش یافته و آرامش روانی از انسان سلب می‌شود.

ما باید برای اینکه جلو آثار مخرب رسانه خبری را بگیریم، به ارزش هر محتوی دقت کنیم. محتوی‌های سطحی معمولا جنبه‌ای سریع، فوری، بصورت قصه، و بسیار در معرض دید هستند. نکته مهم هم رایگان بودن آن‌هاست.

اما محتواهای ارزشمند، معمولا نیازمند پرداخت هزینه و با سرعت کند بیان مطلب هستند.

یک خبر ۱۰ دقیقه‌ای، یک مصاحبه ۲ دقیقه‌ای با فردی خاص، ساده‌تر از آنست که در باز کردن ابعاد پیچیده‌ جهان موفق باشد.

پس اگر بدنبال پیشرفت واقعی با یادگیری بالا هستیم، باید از این موارد با بازدهی پایین و زودگذر دوری کنیم.

این روزها بیشتر باید به دنبال کیفیت بود تا کمیت!

خبر و مینیمالیسم دیجیتال

این کیفیت‌های بالای مطالب آموزشی را می‌توان در حوزه‌های پادکست، وبلاگ‌ نویسی و کتاب‌خوانی‌ها جستجو کرد.

[مطلب مرتبط : بازنده پنداشتن خود – ۸ تجربه من از دانشگاه ]
[مطلب مرتبط :  مفهوم پادکست‌ و اپلیکیشن castbox ]

به تازگی با پدیده ارزشمندی به نام وبلاگ‌ نویسی اشخاصی که اهل مطالعه‌اند و دغدغه پیشرفت دارند آشنا شده‌ام.

می‌توانم بگویم این حوزه آنقدر مطلب برای یادگیری و بهتر شدن دارد که اگر تمام روز را خرج خواندن مطالب آن کنید، تا آخر عمر مطلب جدید برای خواندن خواهد ماند.

مدتی است که از بین اخبار، فقط خبرهای مرتبط با رشته تخصصی که در آن تحصیل می‌کنم را دنبال می‌کنم و کمتر از هر وقتی برای خبرهای سیاسی ذهنم را مشغول می‌کنم. این چیزها فقط ذهنم را مشغول می‌کرد و حرصم را در می‌آورد.

خبر quality

وقتی یک خبر حرصت را در بیاورد و تمرکزت گرفته شود و در عین حال حریف خیلی چیزها برای ایجاد کوچک‌ترین تغییر نشوی، از نظر من بی‌فایده است.

خبرها، تنها به دنبال گسترش شبکه‌ای تارعنکبوتی هستند که دور افکار ما و نیازهای ما کشیده‌اند.

رسانه خبری آنقدر دور ما تار تنیده‌ که به این سادگی‌ها نمی‌توان از چنگ آن‌ گریخت. هرجایی بروی تارش پایت را میگیرد!

اما می‌توان مدتی که به اخبار اختصاص می‌دهیم را تدریجا کاهش دهیم و برای ورودی‌های ذهنمان ارزش بیشتری قائل شویم.

ذهن ما خیلی وقت‌ها با تراژدی‌های ساختگی و بیش از حد واقعیت، مسموم می‌شود.

از بازی کردن نقش‌های درام و غمناکی که خبرها به ما تزریق می‌کنند، خسته نشده‌ایم؟

رسانه‌ها می‌خواهند قدرت چشم و گوش را به اندازه دیدن دورترین نقطه جهان افزایش دهند. بی آنکه بتوانند به قدرت انسان و اختیار و اقدام او چیزی بیفزایند.

محمدرضا شعبانعلی


برچسب‌ها:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *