کشیدن بار یک «اعتقاد» بر دوش – به چه قیمتی؟

اعتقاد

پای اعتقاد و گره زدن خود به نوعی مدل ذهنی به میان آمده. کاری‌ش هم نمی‌شود کرد. درین مورد تا دلتان بخواهد جنگ و دعوا شده و سر و دست شکسته. باشد که وسط این شکستن‌ها، قلم من نشکند! وقتی حرف و حدیث یک اعتقاد یا عمل برخاسته از یک …

بیشتر بخوانید »

جای خالی سلوچ – خشتی که کج نهاده شد

جای خالی سلوچ

از یک چیزی خیلی سریع می‌پرم و یک راست می‌روم سراغ اصل مطلب. همین اول کار که سخن دارد جان می‌گیرد و کلام منعقد می‌شود، یک نکته تکراری به یادم می‌آید. بی‌جانبداری و بی‌حاشیه. اینکه تابحال با همه آثاری که از ادبیات داستانی خوانده‌ام (که دست بر قضا زیاد هم …

بیشتر بخوانید »

«شعر» چرا زنده می‌کند؟

شعر

استاد شفیعی کدکنی را ادبیات‌دوستان می‌شناسند. به رنگ‌ آدم‌هایی‌ست که سراسر وجودشان را شور و شوق و اشتیاق پر کرده. کتاب «صور خیال در شعر فارسی» را این روزها ورق می‌زنم بلکه بتوانم آشتی مجددی با ادبیات و زبان مادری‌ام برقرار کنم. چیزی که در کتاب‌های ادبیات دبیرستان از شکل …

بیشتر بخوانید »

قدم دوم معنایابی در زندگی(قسمت ۲): اوضاع خیلی خراب است! – رنج پایدار

اوضاع خیلی خراب است

با ارزش‌ترین و مهم‌ترین چیزها در زندگی،‌ ذاتاً ماهیتی غیری تعاملی دارند.ارزش‌های اصولیِ فردِ بزرگسال بی‌قیدوشرط‌ اند، یعنی از هیچ راه دیگری دست‌یافتنی نیستند و خودِ آن‌ها مقصود و هدف‌اند. چشم‌بسته وارد دنیای پرفضیلتِ بزرگسالی شدن نه‌تنها مستلزم تحمل رنج است بلکه مستلزم شجاعت برای رها کردنِ‌ امید و میلِ‌ …

بیشتر بخوانید »

فومو – ترس از دست دادن فرصت‌ها در زندگی

fomo

صحبت کردن از فومو، برایم جذاب است مثل خوردن چای گرم با نبات! با همه‌گیر شدن شبکه‌های اجتماعی و فرو رفتن در باتلاق جذب توجه، پدیده «فومو» و راه‌حل جالبش نظرم را قاپید. در بین روزمرگی‌های زندگی، چقدر ترس از دست دادن داریم؟ خودم را می‌گویم. صبح که از خواب …

بیشتر بخوانید »

قدم دوم معنایابی در زندگی(قسمت ۱): اوضاع خیلی خراب است

اوضاع خیلی خراب است

هدف از نوشتن‌های اینجا از این و آن، بررسی طرز فکرهاست. نه لزوما رسیدن به طرز فکری مطلق. بررسی می‌کنم و کنکاشت. هر جایی که قلاب ماهیگیری‌‌ام گیر کرد، مهم نیست! مهم‌تر از همه، همین بررسی نظرهای دیگران است. +بد نیست سری به نقشه راه رسیدن به معنای زندگی بزنید. …

بیشتر بخوانید »

قفس فکر – نگاهی به مفهوم مدل ذهنی

brain cage

این تیتر و عنوان را برای حرف زدن در مورد موضوعی دم دستی،‌ مهم و بدیهی اختصاص دادم. مفهومی به نام «مدل ذهنی». به کاربردن اصطلاح «مدل ذهنی» به تنهایی،‌ گرهی از ندانسته‌ها باز نمی‌کند. گم شدن در دنیای اصطلاحات و لغات ناآشنا و مفهوم‌پردازی نشده،‌ نه‌تنها مفید نیست بلکه …

بیشتر بخوانید »

عادت،‌عشق را می‌کشد

desert

مِرگان در هر قدمی که برمی‌داشت، هر نفسی که از سلوچ دورتر می شد، احساس می‌کرد بار دیگر هزار فرسنگ به او نزدیک و نزدیک‌تر می شود. چقد دور؛ چقدر دور از هم شب و روز گذارنده‌ بودند! آی… که زندگانی چه جور تلف می‌شود!((جای‌ خالی سلوچ. محمود دولت‌آبادی)) بالاخره …

بیشتر بخوانید »

به بهانه‌ی مصاحبه‌‌ی دولت‌آبادی با شبکه بی‌بی‌سی – ۲۸ مهر ۹۹

محمود دولت‌آبادی از نویسنده‌های مورد علاقه‌ی من است که کتاب‌های کلیدر، اسب‌ها اسب‌ها از کنار یکدیگر را خوانده‌ام و مطالبی را از او منتشر کرده‌ام. مصاحبه‌ای با شبکه‌ی BBC فارسی انجام داده بود. متوجه‌ش شدم و طبق برنامه، رفتم که گوش کنم حرف‌هایش. نه صرفا بشنوم. رفتم که گوش کنم. …

بیشتر بخوانید »

در هم تنیدن با یادگیری عمیق‌تر

افراد زیادی هستند که این روزها، برای بهبود یک مهارت، شناخت خود، یا خلق یک تغییر، به کتاب‌خوانی رو می‌آورند. حقا که مسیر درستی هم انتخاب کرده‌اند اما هر کاری چهارچوب‌هایی دارد و باید و نباید‌هایی. بهتر است باید و نباید ننامم‌ این کارها را. توصیه‌هایی هستند که می‌تواند مثل …

بیشتر بخوانید »